تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف (حل) معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو

چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من


من بی می ناب زیستن، نتوانم

بی باده کشید بار تن، نتوانم

من بنده‌ی آن دمم که ساقی گوید:

"یک جام دگر بگیر" و من نتوانم


می نوش که عمر جاودانی این است

خود حاصلت از دور جوانی این است

هنگام گل و مُل است و یاران سرمست

خوش باش دمی، که زندگانی این است


دانلود


***


چون ابر به نوروز رخ لاله بشُست

برخیز و به جام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رُست


ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست

بی باده‌ی گلرنگ نمی‌شاید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست؟


دانلود


***

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

از بافته‌ی وجود ما پودی کو؟

در چنبر چرخ، جان چندین پاکان

می‌سوزد و خاک می شود، دودی کو؟


هنگام سپیده‌دم خروس سحری

دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح

کز عمر دمی گذشت و تو بی خبری


دانلود


***

این قافله‌ی عمر عجب می گذرد!

دریاب دمی که با طرب می گذرد

ساقی! غم فردای حریفان چه خوری؟

پیش آر پیاله را که شب می گذرد


دانلود


***

یاران به مرافقت چو دیدار کنید

شاید که ز دوست یاد بسیار کنید

چون باده‌ی خوش‌گوار نوشید به هم

نوبت چو به ما رسد نگون‌سار کنید


ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

یا از پس صدهزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بردمیدن بودی


دانلود


***

جامی است که عقل آفرین می‌زندش

صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می سازد و باز بر زمین می‌زندش


تا دست به اتفاق بر هم نزنیم

پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم

خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح

کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم


دانلود


***

از من رمقی به سعی ساقی مانده است

از صحبت خلق بی‌وفایی مانده است

از باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند

از عمر ندانم که چه باقی مانده است


دانلود



رباعیات خیام

با صدای استاد محمدرضا شجریان


برگرفته از آلبوم‌های:

«رباعیات خیام»

موسیقی از: استاد فریدون شهبازیان - دکلمه با صدای احمد شاملو


«شب نیشابور» (ابوعطا)

موسیقی از: استاد فرامرز پایور

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:56  توسط حمید  | 


 

قهرمانی سرخ‌پوشان پایتخت، به رهبری «افشین خان قطبی» را به

تمامی هواداران پرسپولیس تبریک عرض می‌کنم...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:23  توسط حمید  | 


 

چند وقت پیش یکی از دوستان، شعر زیر رو به صورت اس.ام.اس برام فرستاد. وقتی اسم شاعر رو ازم پرسید نتونستم درست حدس بزنم و ...

از همه‌ی دوستان عزیز که اینجا تشریف میارن می‌خوام که:

1. نظرشون رو در مورد این شعر بگن:

عالی          خوب          متوسط          ضعیف

2. اگه شاعرش رو می شناسید اسم شاعر رو بنویسید.

3. سؤال اصلیم اینه: بعد از اینکه فهمیدید این شعر مال کیه، حستون نسبت به این شعر تغییری کرد یا نه؟


سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم


در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش

چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم


لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم


یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم


از شوق شکرخند لبش جان نسپردم

شرمنده‌ی جانان ز گران‌جانی خویشم


بشکسته‌‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم


هرچند «امین»، بسته‌ی دنیا نیم اما

دلبسته‌ی یاران خراسانی خویشم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:10  توسط حمید  | 


 

 

هست شب، یک شبِ دم کرده و خاک

رنگِ رُخ باخته است.

باد، نوباوه‌ی ابر، از بر کوه

سوی من تاخته است.


هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در اِستاده هوا،

هم ازین روست نمی‌بیند اگر گمشده‌ای راهش را.


با تنش گرم، بیابان دراز

مُرده را مانَد در گورش تنگ

به دل سوخته‌ی من مانَد

به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!

هست شب. آری. شب.


«هست شب...»

شعر از نیما یوشیج

با صدای استاد محمدرضا شجریان

آهنگ از استاد پروبز مشکاتیان

از آلبوم قاصدک

دانلود 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:17  توسط حمید  | 


 

عاشقی محنت بسیار کشید

تا لب دجله به معشوقه رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دل‌سوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب

نوگلی چون گل رویش شاداب

گفت به‌به چه گل رعنایی است

لایق دست چو من زیبایی است

حیف از این گل که برد آب او را

کند از منظره نایاب او را

زاین سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهی از شست

خوانده بود این مثل آن مایه‌ی ناز

که نکویی کن و در آب انداز

خواست کازاد کند از بندش

اسم گل برد و در آب افکندش

گفت رو تا که ز هجرم برهی

نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیکی خاصت کردم

از غم خویش خلاصت کردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط

دل به دریا زد افتاد به شط

دید آبی است فراوان و درست

به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پایی زد و گل را بربود

سوی دل‌دارش پرتاب نمود

گفت کای آفت جان سنبل تو

ما که رفتیم، بگیر این گل تو!

بکنش زیب سر، ای دلبر من

یاد آبی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن

عاشق خویش فراموش مکن


خود ندانست مگر عاشق ما

که ز خوبان نتوان خواست وفا

عاشقان را همه گر آب برد

خوب‌رویان همه را خواب برد


تصنیف «عاشقی محنت بسیار کشید» (همایون)

شعر از ایرج میرزا

آهنگ از استاد محمدرضا لطفی

با صدای بانو هنگامه اخوان

از آلبوم چاووش (۵)

دانلود 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:19  توسط حمید  | 


 

 

ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم

ما کشته‌ی آن مه‌رُخ خورشید کلاهیم

ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم


صد شور نهان با ما، تاب و تب جان با ما

در این سر بی سامان، غم‌های جهان با ما


با ساز و نی، با جام می، با یاد وی

شوری دگر اندازیم در میکده‌ی جان


جمع مستان غزل خوانیم، همه مستانه سر اندازیم

سر اندازیم، سرافرازیم


جز این هنر ندانیم، که هرچه می‌توانیم

غم از دل‌ها براندازیم، براندازیم


ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم

ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم


صد شور نهان با ما، تاب و تب جان با ما

در این سر بی سامان، غم‌های جهان با ما



تصنیف «دلشدگان» (عراق ماهور)

با صدای استاد محمدرضا شجریان

آهنگ از استاد حسین علیزاده

از آلبوم دلشدگان

کلام از: فریدون مشیری - علی حاتمی

دانلود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:56  توسط حمید  | 


 

 

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

از عشق تو جاودان ماند ترانه‌ی من

با یاد تو زنده ام، عشقت بهانه‌ی من

پیدا شو چو ماه نو، گاهی به خانه‌ی من

تا ریزد گل از رُخت در آشیانه‌ی من

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

 

آهم را می شنیدی به حال زارم می رسیدی

نازت را می خریدم تو ناز من را می کشیدی

به خدا که تو از نظرم نروی

چو روم ز برت ز برم نروی

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

 

اگر مراد ما برآید چه شود؟

شب فراق ما سرآید چه شود؟

به خدا کس ز حال من خبر نشد

که به جز غم نصیبم از سفر نشد

نروی یک نفس ز پیش چشم من

که به چشمم به جز تو جلوه‌گر نشد

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم


تصنیف «رفتم»

شعر از نواب صفا

آهنگ از زندهیاد علی تجویدی

با صدای هایده

از آلبوم «بلبلی که خاموش شد»

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:43  توسط حمید  | 


 

 

باز همان همهمه‌ی دوردست

باز همان جان به لب آمده

باز همان سیل

که سد را شکست

باز همان شیهه

همان اسب سرخ

باز همان یال

همان شعله‌ور

باز همان سرخ گل

روی زین

باز همان خارکین

باز همان شبنم سرخی

که چکد

بر زمین

باز همان حنجره‌ی رو به خشم

باز همان پرده که آتش گرفت

باز همان دود که تا مردمک ماه رفت

باز همان پرچم فریادها

چرخش اعلامیه در بادها


حس من

باز خطا می کند

کولر همسایه صدا می کند!


«زنده‌یاد عمران صلاحی»

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:20  توسط حمید  | 


 

«بَده بَدبَد... چه امّیدی؟ چه ایمانی؟...»

- «کَرَک جان! خوب می‌خوانی.

من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد،

چو بوی بال‌های سوخته‌ت پرواز خواهم داد.

گرت دستی دهد با خویش، در دنجی فراهم باش.

بخوان آواز تلخت را، ولیکن دل به غم مسپار.

کَرَک جان! بنده‌ی دم باش...»


- «بََده بَدبَد... رَهِ هر پیک و پیغام و خبر بسته‌ست

نه تنها بال و پر، راه نظر بسته‌ست.

قفس تنگ‌ست و در بسته‌ست...»


- «کَرَک جان! راست گفتی خوب خواندی، ناز آوازت،

من این آواز تلخت را...»


- «بََده بَدبَد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.

دروغین‌ست هر سوگند و هر لبخند

و حتی دلنشین آواز جفت تشنه‌ی پیوند...»


- «من این غمگین سرودت را...

هم‌آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.

به شهر آواز خواهم داد...»


- «بَده بَدبَد... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟...»


- «کَرَک جان! خوب می‌خوانی

خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن،

زدن پیمانه‌ای -دور از گرانان- هر شبی کنج شبستانی.»


مهدی اخوان ثالث (م.امید)

تهران - فروردین ماه 1335

از کتاب منتخب اشعار (منظومه زمستان) - انتشارت مروارید

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:52  توسط حمید  | 


 

بنگر ز جهان چه طرف بربستم، هیچ!

وز حاصل عمر چیست در دستم، هیچ!

شمع طربم، ولی چو بنشستم، هیچ!

من جام جمم، ولی چو بشکستم، هیچ!

 

«خیام»

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2:18  توسط حمید  | 


 

 

 

رحم ای خدای دادُگر کردی نکردی

ابقا به فرزند بشر کردی نکردی


از این سپس میدان شاهان جهان را

گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی


پیش ملل شرمندگیمان کشت (گشت) از این رو

ما را از این شرمنده‌تر کردی نکردی


در کینه‌خواهی‌ خرابی‌های ایران

ما را به شه گر کینه‌ور کردی نکردی


در سایه‌ی این شاخه هرگز گل نروید

با تیشه قطع این شجر کردی نکردی


از تارُک شاه قَدَرقُدرت اگر دور

این تاجُ با دست قَدَر کردی نکردی


با مجلس شورا ز عارف گو جز این کار

فردا اگر کار دگر کردی نکردی



رحم ای خدای دادگر... (بیات زند)

تصنیف از عارف قزوینی

تنظیم از استاد فرامرز پایور

با صدای استاد محمدرضا شجریان

 

دانلود 1  (کامل - تصنیف به همراه رِنگ)

دانلود ۲

پ.ن: تصنیف فوق (دانلود ۲) از وبلاگ «سرای مهر» و از آقای ایاز رزمجویی سرقت شده.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:40  توسط حمید  | 


به بهانه روز بزرگداشت سعدی، بخشی از آلبوم «غوغای عشقبازان»، آخرین اثر استاد شجریان را که با اشعاری از سعدی اجرا شده برایتان آپلود کردم.

باشد که مقبول افتد.

عکس های سی دی این اثر را می توانید اینجا:

شماره 1           شماره 2          شماره 3          شماره 4          شماره 5          ببینید.

 

 

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

تا نگویند رقیبان که تو منظور منی

دگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

 

مشاهده متن کامل غزل در سایت «گنجور» 


***

چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی

چون که به بخت ما رسد این همه ناز می‌کنی

ای که نیازموده‌ای صورت حال بیدلان

عشق حقیقی است اگر حمل مجاز می‌کنی

ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو

در نظر سبکتکین عیب ایاز می‌کنی

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم

قبله‌ی اهل دل منم سهو نماز می‌کنی

 

مشاهده متن کامل غزل در سایت «گنجور»


***

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

ای بر در سرایت غوغای عشقبازان

همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید

تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی

شهر آنِ توست و شاهی فرمای هرچه خواهی

گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی

 

مشاهده متن کامل غزل در سایت «گنجور»


آواز شور، قطعه پنج ضربی، آواز دیلمان

اشعار از سعدی

از آلبوم غوغای عشقبازان

با صدای استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:19  توسط حمید  |