ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده بیدِ وحشی باران.
یا نه، دریاییست گویی واژگونه، بر فراز شهر،
شهر سوگواران.
هر زمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دلِ یاران؟
چشمها و چشمهها خُشکاند
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!
هر چه پیرامون ما غرقِ تباهی شد.
آه باران، ای امید جانِ بیداران!
بر پلیدیها -که ما عمریست در گرداب آن غرقیم-
آیا، چیره خواهی شد؟
تصنیف آه باران
شعر از زندهیاد فریدون مشیری
با صدای استاد محمدرضا شجریان
از آلبوم «آه باران»

