تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

سوگواران تو امروز خموشند همه

که دهان‌های وقاحت به خروشند همه


گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست

زان که وحشت زده‌ی حشر وحوشند همه


آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی

روزها شحنه و شب، باده فروشند همه


باغ را این تب روحی به کجا برد که باز

قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
 

ای هر آن قطره، ز آفاق هر آن ابر ببار

بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه


گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز

مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه


به وفای تو که رندان بلاکش فردا

جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه


تصنیف سوگواران خموش

آهنگ از پژمان طاهری

با صدای علیرضا قربانی

شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:35  توسط حمید  | 


عکس‌های زیر مربوط به راهپیمایی عظیم و مسالمت‌آمیز روز ۴شنبه ۲۷/۳/۸۸ (از میدان ۷ تیر تا میدان ولی‌عصر) است. کیفیت پایین عکس‌ها را به قراضه بودن گوشی موبایل بنده ببخشید.

 

بقیه‌ی عکس‌ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:55  توسط حمید  | 


 

ای عجب د‌لتان بنگرفت و نشد جانتان ملول

زین هواهای عفن، وین آب‌های ناگوار...

 

صفحه اصلی عکس‌ها


عکس‌های ادامه‌ی مطلب رو هم ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 16:33  توسط حمید  | 


 

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه‌ام اندیشه‌ی فرداست...

.

.

.

متاسفانه نتیجه‌ی انتخابات تا الان که شدیداً ناامید کننده بوده

امیدوارم این دیکتاتور کوتوله رای نیاره وگرنه بیچاره‌ایم...


پ.ن۱: حول و حوش ساعت ۴ صبح، دوستی از اهواز زنگ زده بود و می‌گفت: "تقلب شده، این آمار واقعی نیست!"

گفتم: اگر این آمار درست باشه و احمدی نژاد با همین اختلاف انتخاب بشه معلومه که لیاقتمون همین آدمه؛ خلایق هر چه لایق!

اگر هم فکر می‌کنی نتیجه‌ای که می‌بینی بر خلاف نظر مردم و غیر واقعیه و تصورت بر اینه که رای‌ها جا به جا شده، حرکتی به این وسعت دیگه اسمش تقلب نیست، کودتای سیاسیه.

ضمن این که نظام و رژیم وقتی به خودشون جرات می‌دن این جوری رای‌ها رو جا به جا کنند که مردم رو حقیر و پست ببینند و بدونند که مردم جرات مقابله با این تخلفات رو ندارند؛ به نظر میاد ما اینقدر که اونها دوست دارند پست و حقیر هستیم...

پ.ن۲: احمدی نژاد که ۴ سال پیش با یک رای شکننده و به واسطه‌ی مخالفت مردم با هاشمی رفسنجانی به سختی رییس جمهور شده بود در طی این ۴ سال کار رو به جایی رسوند که خودش رو ملت ایران می‌نامید، ادعای دیدن هاله‌ی نور می کرد و دولتش رو دولت امام زمان می‌دونست؛ اگر این شخص با این اقتدار رییس جمهور بشه باید منتظر ادعای نبوتش هم باشیم. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 2:51  توسط حمید  | 


 

 

ایران ای سرای من

خاکت توتیای من

جاویدان بهشت من

عشقت کیمیای من


ای سرزمین بی‌کران

ای یادگار عاشقان

ای خفته در میان تو

در قلب مهربان تو


هزاران شهید بی‌گناه نوجوان

هزار عاشق گذشته در رهت ز جان


ایران ای سرای من

خاکت توتیای من

جاویدان بهشت من

عشقت کیمیای من


ای تخت جاودان جم

ای ارگ جاودان بم


همچو هگمتانه پایدار

همچو بیستون استوار

خاک عاشقان بی‌قرار

ای دیار مهر و افتخار

                    ایران


تصنیف «ایران ای سرای من»

با صدای همای

دانلود 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 17:50  توسط حمید  | 


 

 

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود


یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود


پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود


از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود


سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود


حسن مه‌رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود


بر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود


رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر دامن ساقی سیمین‌ساق بود


در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن

سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود


شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود


ساز و آواز بیات اصفهان

سنتور: استاد فرامرز پایور

تار: استاد هوشنگ ظریف

تنظیم: فریدون شهبازیان

آواز: استاد محمدرضا شجریان

از آلبوم: گلبانگ-۱

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 19:22  توسط حمید  | 


 

(برای عزیزی که این تصنیف را دوست میدارد...)

 

 

خدایا ببین غرق در اشک و آهم

غریقی نشسته به موج نگاهم


ببین در دل شب نشان از تو جویم

هوای تو دارم سخن با تو گویم


تو این جان عاشق به من داده‌ای

دلی چون شقایق به من داده‌ای


به یادت همه شب دل من خدایا

در این سینه‌ی خسته چون نی بنالد


نیستان جانم به بانگ جرس‌ها

به خون خفته اکنون که تا کی بنالد


خدایا من این بار سنگین غم را

به عشق تو بر دوش جان می‌گذارم


من آن مرغ سرگشته‌ی شب‌نوازم

که در باغ هستی نوای تو دارم


تو این جان عاشق به من داده‌ای

دلی چون شقایق به من داده‌ای


سحر خنده کرد و سپیده دمید

مرا رهنمون شد به نور امید


تو این جان عاشق به من داده‌ای

دلی چون شقایق به من داده‌ای


تصنیف جان عاشق

شعر از مشفق کاشانی

آهنگ از اسداله ملک

با صدای بهرام حصیری

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 23:11  توسط حمید  | 


 

 

من تذروی خوش سرودم          از دیار نغمه‌خوانی

رشته‌بند گردن من                 این سرود آسمانی

بال من بگشا و از بندم رها کن

پایم از این رشته‌های بسته وا کن

تا فضای آسمان بی‌کرانه        پر کنم با نغمه‌های جاودانه

تا فراز کوه و صحرا، دشت و دریا پر کشم

پر کشم تا بی‌کران‌ها پر کشم

تا گریزم از نیاز آب و دانه، آشیانه پر کشم

پر کشم تا بی نشان‌ها پر کشم

پر کشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه

بال و پر شویم سحر در چشمه‌ی‌ پاک ترانه

من تذروی خوش سرودم          از دیار نغمه‌خوانی

رشته‌بند گردن من                 این سرود آسمانی

بال من بگشا و از بندم رها کن

پایم از این رشته‌های بسته وا کن


ترانه‌ی «تذرو» (ماهور)

شعر از زنده‌یاد بیژن ترقی

تنظیم، هارمونی و ارکستراسیون از زنده‌یاد علی تجویدی

با صدای استاد محمدرضا شجریان

کنسرت چهل‌ستون اصفهان (تیرماه ۱۳۷۸)

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 23:42  توسط حمید  | 


به جون شما نباشه، به جون خودم؛ اصلاً دوست نداشتم در مورد انتخابات چیزی بنویسم، ولی وقتی این شعر حافظ رو دیدم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم:

احمد الله علی معدله السلطان

احمد شیخ اویس حسن ایلخانی


خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد

آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی


دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد

مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی


ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند

دولت احمدی و معجزه سبحانی


جلوه‌ی بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی


برشکن کاکل تُرکانه که در طالع توست

بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی


گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم

بُعد منزل نبود در سفر روحانی


از گل پارسیم غنچه‌ی عیشی نشکفت

حبذا دجله بغداد و می ریحانی


سر عاشق که نه خاک در معشوق بود

کی خلاصش بود از محنت سرگردانی


ای نسیم سحری خاکِ در یار بیار

که کند حافظ از او دیده‌ی دل نورانی


پ.ن۱: اگر فال حافظ بُعد سیاسی هم داشته باشد، با تاسف باید خدمتتان عرض کنم که در این چند بیت آقای احمدی نژاد با ۴ رای از بقیه پیش افتاده و آقایان کروبی و موسوی به ترتیب با ۲ رای و نیم رای در مقام های دوم و سوم قرار دارند.

پ.ن۲: هرگونه برداشت سیاسی و غیر سیاسی از شعر فوق با مسوولیت خودتان و به عهده‌ی خواجه‌ی شیراز می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:24  توسط حمید  | 


 

با گله‌ از موانع،

محمدرضا شجریان از پروژه باغ هنر بم كنار كشید

محمدرضا شجریان درباره‌ی پروژه‌ی باغ هنر بم اعلام كرد: «ماه‌هاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیه‌ها و مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواری‌های ناروای ایجادشده را ندارم. حال که مقامات استان تمایلی برای حضور من و همکارانم ندارند، توصیه حافظ بزرگ را عمل می‌کنم که فرمود: «ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش»

استاد آواز ایران در متن نامه‌ای كه نسخه‌ای از آن در اختیار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار گرفته است، خطاب به ریاست شورای اسلامی شهر بم، یعقوب دریجانی نوشته است: «احتراماً همانطور که استحضار دارید به دنبال زلزله مهیب و دلخراش بم، اینجانب براساس احساس وظیفه ملی و انسانی همچون سایر هم‌میهنان و انسان‌دوستان جهان برای کمک به مردم رنج‌دیده بم آمدم. از آنجایی که اهالی بم خود بهتر از نیازها و شرایط زندگی سخت آگاه بودند، موضوع را با آنها در میان گذاشتیم تا بر اساس نیازی که تشخیص می‌دهند، اقدام کنیم. جناب آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم وقت شورای شهرستان بم معتقد بود که در حال حاضر بازسازی روحیه مردم در اولویت است و هنر می‌تواند شور زندگی را مجدداً به آنان بازگرداند. لذا درخواست کرد، کمک فقط به ساخت یک بنای فیزیکی منحصر نشود و آن را محدود به یک دوره زمانی خاص نکنیم.

با مشورت‌های دیگران سرانجام ایده تاسیس باغ هنر بم شکل گرفت تا نهادی باشد برای پژوهش، آموزش و اجرای فعالیت‌های هنری تا از این طریق طراوت و شادابی را به فضای اجتماعی و فرهنگی بم بازگرداند. گرچه می‌دانستیم کاری دشوار، زمان‌گیر و پرهزینه در پیش است اما وقتی نیازهای منطقه را دیدیم، با همه سختی‌های پیش رو، پا به میدان نهادیم. می‌دانستیم کاری چنین بزرگ به همت جمعی پیش می‌رود. از این رو، موضوع را با جامعه هنری و فرهنگی در میان گذاشتم و در خانه هنرمندان که همه نهادهای صنفی هنری حضور دارند، مساله مطرح شد و جلساتی را با نهادهای مختلف هنری برگزار کردیم.

هم‌چنین موضوع را با افکار عمومی در میان گذاشتیم تا هر کس که تمایل دارد، گامی در این کار انسان‌دوستانه بردارد. دوستان مطبوعاتی به ویژه خبرنگاران جوان نیز تلاش کردند موضوع را در افکار عمومی زنده نگه دارند و آتش این میل هم‌چنان فروزنده بماند.

هنوز هم وقتی به یاد می‌آورم که چگونه هم‌میهنان ما از نقاط دور و با وجود شرایط سخت زندگی‌های اقتصادی خود، آنچه را در توان داشتند، عرضه کردند، به شوق می‌آیم.

برای آن که این پروژه نه در قالب یک فعالیت و کار شخصی بلکه به صورت نهادی پیش رود، همکارانی از میان تخصص‌های مختلف برگزیده و شورایی برای سیاست‌گذاری باغ هنر بنا شد تا کار با خرد و همت جمعی پیش برود. سیاست محوری ما پیشبرد پروژه از طریق مشارکت مردم بود و به جستجوی روش‌های تازه‌ای بودیم که توان نهادهای مستقل و نیروی مردمی را به کار گیرد و این خود آزمون تجربه‌ای بود که می‌توانست در پروژه‌های دیگر هم سودمند باشد. تجربیات سودمندی در باره مشارکت مدنی به ویژه با نهادهای هنری و انجمن مهندسین کشور داشتیم که به موقع خود و به منظور تدوین روش‌های مشارکت، منتشر خواهیم کرد.

این شعله کوچک رفته رفته آتشی شورانگیز شد. نقطه آغاز این کار با حدود 400 میلیون تومان که از محل برگزاری کنسرت‌ها و فروش دی وی دی‌های آن شکل گرفت. با کمک‌های مالی جمع‌آوری شده تا کنون بیش از یک میلیارد تومان در باغ هنر هزینه شده است. اگر بخواهیم کارهای داوطلبانه‌ای را که بدون چشم‌داشت مالی و به اعتبار اعتماد انجام‌ شده، به این مجموعه اضافه کنیم، ارقام آن بسیار بیش از این خواهد شد. پروژه باغ هنر بم با چنین همتی و تنها با استفاده از امکانات مردم انسان دوست و هنر پرور ایران زمین مراحل پیشرفت را پشت سر گذاشت. شورای شهر بم، طبق توافقنامه‌ای زمینی به وسعت 14 هکتار (بخشی از پارک 22 بهمن) را برای تاسیس باغ هنر بم تحویل ما داد. در مرحله نخست 30 هزار متر مکعب خاکبرداری شد و سپس عملیات ساخت سازه آغاز شد و تا کنون 3200 متر از سازه مدرسه، 1400 متر کتابخانه و 1400 متر نگارخانه (در مجموع 6000 متر از 8000 متر) تکمیل شده است. اهل فن می‌دانند که تکمیل سازه به ویژه با رعایت معیارها و استانداردهای ضدزلزله نیازمند انجام چه مراحل مقدماتی است و شرح تفصیلی آن از حوصله این نامه خارج است. بزودی گزارش تفصیلی اقدامات انجام شده را از طریق رسانه‌های گروهی در اختیار قرار خواهیم داد.

شاید گمان شود چنین کاری بدون سختی‌های متعارف اداری پیش رفته است. گرچه همواره از لطف و همکاری کارکنان اداری برخوردار بوده‌ام اما قواعد اداری چندان هم که تصور می‌رود، سهل و ساده نبود. اخذ مجوز اجازه حفر چاه اختصاصی برای باغ هنر، تعیین مرز آن با پروژه همجوار و اموری مانند این- که اعضای پیشین شورای شهر در جریان آن بوده‌اند- خود ماجرایی طولانی و پرفراز و نشیب است.

فعالیت‌های انجام گرفته را به اختصار گفتم تا جنابعالی و همکاران محترمتان در جریان این کار قرار گیرید و بدانید که این کار فقط با توان مردم و نیروی عشق به مردم پیش رفته است. شور و شوق من و همکارانم و همه کسانی که دست یاری ما را فشردند، وصف‌ناپذیر است. روزی از همه این عزیزان و به‌نام یاد خواهم کرد ولی مجال را مغتنم شمرده و از شادوران مهندس بهاءالدین ادب یاد می‌کنم که با وجود بیماری سخت در واپسین لحظات عمر گرانقدر خود، شورمندانه و پرامید تلاشی چشمگیر کرد و نهادهای مختلف مهندسی را گردآورد تا ما را همراهی کنند و این عزیزان هنوز نیز در کنار ما هستند.

وصف ماجرا گفتم تا بگویم بعد از این همه، وقتی سازمان‌های رسمی و دولتی به میدان آمدند، چگونه آبی سرد بر روی این آتش ریختند. شرح این ماجرا گفتم تا بگویم که چگونه کاری را که عشق رهنمون گشت، روحی سرد و اداری به خاکستر کشاند.

ما در نظر داشتیم در آن خطه از سرزمین ایران عزیز، کاری فرهنگی و اجتماعی انجام دهیم و ساختمان و کالبد تنها زمینه‌ و بهانه‌ای بود. اما نگاه سرد اداری، کالبد را اصل گرفت. من و همکارانم در این پروژه و جامعه هنری که دست یاری مرا فشرده بودند، برای تاسیس یک بنا نیامده بودیم بلکه می‌خواستیم توان فرهنگی و هنری جامعه را به بم بیاوریم.

استحضار دارید که دولت در جلسه مورخ 3/10/1386 با حضور نماینده ویژه رییس جمهور در ستاد راهبری و سیاست‌گذاری بازسازی بم به استناد اصل یکصد و بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با رعایت تصویب نامه شماره 59544 ت 37662 . ه مورخ 18/6/1386 مبلغ ششصد میلیون تومان برای تکمیل فاز اول باغ هنر بم تخصیص داد.

حسب درخواست اداری، پیمانکار مورد اعتماد خود را برای انجام این کار معرفی کردیم، کسی که سال‌های متمادی است در تمامی ساخت و سازهای مردمی که انجام آن را توفیق داشته‌ام، بی‌چشمداشت خدمت کرده است. اما طی فرایندی که مسئولان باغ هنر بم هرگز از آن اطلاعی نیافتند، با خبر شدیم مقامات استان بدون توجه به تناسبات اداری و جایگاه حقوقی، پیمانکار دیگری را که تاکنون در جریان هیچ یک از مراحل نبوده‌ است، انتخاب کردند. پیمانکار اعزامی نیز با حمایت مقامات استانی در محل طرحی که پیمانکار منصوبه از طرف اینجانب در آن مشغول به کار است، حضور می‌یابد و بدون موافقت با ما و بی‌توجه به الزامات فرهنگی و اجتماعی پروژه و فارغ از ملاحظه رنجی که برای برافراشتن این بنا مصروف شده، دست به ساخت و سازهای غیرمرتبط و خارج از طراحی‌های مهندسی پروژه زده که تنها به اختلال روال امور منتهی شده است.

طی جلساتی که با برخی مقامات اداری استان در تهران داشتیم و بر اساس مذاکرات متعددی که همکاران اینجانب با مقامات داشته‌اند، از آنان خواستیم به نحوی تصمیم بگیرند که این کار انسان‌دوستانه مختل نشود و مطابق روال طراحی شده، پیش برود. بارها به آنان متذکر شدم که ما را «ساختمان‌ساز» نپندارند و به این بیاندیشند که من و دوستانم برای انجام کاری فرهنگی و هنری با مشارکت اهالی فرهنگ و هنر این دیار به این عرصه آمده‌ایم. ساختمان تنها نماد یک آغاز است و نه پایان آن. به آنان فلسفه شکل‌گیری این کار را که بر اساس مذاکرات اولیه با جناب آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم وقت شورای شهر بم مطرح شده بود، یادآور شدیم. متاسفانه به دلیلی که بر ما آشکار نیست، این سخنان شنیده نشد و ‌هم‌چنان هم نمی‌شود. من هیچ‌گاه این همه میل به کمک و اصرار برای تحمیل یک پیمانکار به رغم اختلال در روال امور را درنیافتم.

ماه‌هاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیه‌ها و این مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواری‌های ناروای ایجاد شده را ندارم. حال که مقامات استان، تمایلی برای حضور من و همکارانم را ندارند، توصیه حافظ بزرگ را عمل می‌کنم که فرمود:

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

از آنجایی که از ابتدا با شورای محترم شهر بم طرف بودیم، اکنون نیز رسماً این پروژه را به همان شورا تحویل می‌دهیم. اسناد مربوطه را هم متعاقبا تقدیم شورای شهر خواهیم کرد. به منظور احترام به اعتماد مردم، نسخه‌ای از گزارش مالی و عملکرد پروژه هم به افکار عمومی تقدیم خواهد شد. در اینجا مجال نیست از همکارانم و کسانی که دست یاری ما را فشردند، به نام یاد کنم. در گزارش عملکرد پروژه، به اعتماد این عزیزان و مردم همراه ادای دین خواهم کرد.

آنچه ما را به این وادی کشاند، عشق و دین به مردم بم بود. هم‌چنان رنج این عزیزان را در یاد دارم و هر بار که فرصتی دست دهد، آن را به یاد خواهم آورد تا فراموشی، میل به «انسان بودن» را در ما از میان نبرد. به مردم بم هم می‌گویم که هم‌چنان بر میثاق دوستی و مهر هستم و برای برنامه‌های فرهنگی و هنری که بنا بود در باغ هنر به اجرا درآید، به موقع پا به میدان خواهم گذاشت.

خاک ‌پای مردم ایران

«محمد رضا شجریان»

منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 0:12  توسط حمید  |