(عکسها از وبسایت لیلا حاتمی)
گر ز حال دل خبر داری بگو
ور نشانی مختصر داری بگو
مرگ را دانم، ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیکتر داری بگو
****
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم ز آتش حرمان و هوس میجوشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم، که در موسم گل خاموشیم
******************************************
لیلا: تا این هنگام شب بود و ظلمت،
پرتو آوازی که بیدارم کرد از آن کیست؟
طاهر: عشق
لیلا: عشق؟ از چه غمی سخن دارد؟
طاهر: از غم سرمستی، اما غم خود را به که گوید؟
لیلا: به او که همیشه خفته بود.
طاهر: صدای عشق میگوید.
لیلا: بلبل در فصل گل خاموش است، چرا بیدارم کرد؟
طاهر: که راز دل بگوید، حکایت دل.
لیلا: حکایت دل؟
طاهر: آشیان مرغ دل زلف پریشان تو باد.
لیلا: من، لیلا؟ آشیان مرغ دل زلف پریشان تو باد.
طاهر: ما دو ملت همسایه بودیم.
لیلا: و اینک هر دو در غربت.
من شاهزادهای مسلمانم و ترک، با چشمهایی نابینا.
طاهر: برای معالجه چشمهایت آمدی پاریس؟
لیلا: پاریس شفابخش چشمهای من نشد.
من با چشمهای باز کور هستم.
تا این هنگام شب بود و ظلمت، پرتو آوازی بیدارم کرد.
حال سحر است، سرود صبح و بیداری
صبح.
طاهر: صبح...
آواز مخالف سهگاه (با صدای استاد محمدرضا شجریان)
و سکانسی کوتاه از فیلم دلشدگان (اثر زندهیاد علی حاتمی)















































.jpg)
