X
تبلیغات
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 


ای برده اختیارم تو اختیار مایی

من شاخ زعفرانم تو لاله‌زار مایی


گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد

غم این قدر نداند کآخر تو یار مایی


من باغ و بوستانم سوزیده خزانم

باغ مرا بخندان کآخر بهار مایی


گفتا تو چنگ مایی و اندر ترنگ مایی

پس چیست زاری تو چون در کنار مایی


گفتم ز هر خیالی درد سر است ما را

گفتا ببر سرش را تو ذوالفقار مایی


سر را گرفته بودم یعنی که در خمارم

گفت ار چه در خماری نی در خمار مایی


گفتم چو چرخ گردان ولله که بی‌قرارم

گفت ار چه بی‌قراری نی بی‌قرار مایی


شکرلبش بگفتم لب را گزید یعنی

آن راز را نهان کن چون رازدار مایی


ای بلبل سحرگه ما را بپرس گه گه

آخر تو هم غریبی هم از دیار مایی


تو مرغ آسمانی نی مرغ خاکدانی

تو صید آن جهانی وز مرغزار مایی


از خویش نیست گشته وز دوست هست گشته

تو نور کردگاری یا کردگار مایی


از آب و گل بزادی در آتشی فتادی

سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی


این جا دویی نگنجد این ما و تو چه باشد

این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی


خاموش کن که دارد هر نکته تو جانی

مسپار جان به هر کس چون جان‌سپار مایی


جانِ جان

با صدای فرشاد جمالی

آهنگ‌ساز: تهمورس پورناظری

از آلبوم دیار مهر

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/03/08ساعت 0:13  توسط حمید  | 


ویتنی هيوستون (Whitney Houston) خواننده، بازیگر و تهیه کننده سينما در سن 48 سالگی درگذشت.

یکی از معروف‌ترین آثار او، آهنگ I will always love you است که مربوط به فیلم The Bodyguard با بازی کوین کاستنر می‌باشد.

If I should stay,

I would only be in your way.

So I'll go, but I know

I'll think of you every step of the way.

And I will always love you.

I will always love you.

You, my darling you

Bittersweet memories

That is all I'm taking with me.

So, goodbye, Please, don't cry.

We both know I'm not what you, you need.

And I will always love you.

I will always love you.

I hope life treats you kind

And I hope you have all you've dreamed of.

And I wish to you, joy and happiness.

But above all this, I wish you love.

And I will always love you.

I will always love you…

DOWNLOAD

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/23ساعت 11:25  توسط حمید  | 


 


سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم


چو گلدان خالی، لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده‌ایم


اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم


اگر دل دلیل است، آورده‌ایم

اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم


اگر دشنه‌ی دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گُرده‌ایم


گواهی بخواهید، اینک گواه:

همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم


دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم


سربلند

با صدای مرحوم ناصر عبدالهی

شعر از مرحوم قیصر امین‌پور

دانلود (لینک غیرمستقیم)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/20ساعت 23:29  توسط حمید  | 


 

 

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته

در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته

ای خدای بی‌نصیبان طاقتم ده، طاقتم ده

قبله‌گاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده


ساغرم شکست ای ساقی

رفته‌ام ز دست ای ساقی


در میان توفان بر موج غم نشسته منم

در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم


تا نام من رقم زده شد

یکباره مُهر غم زده شد

بر سرنوشت آدم


تو تشنه کامم کشتی

در سراب ناکامی‌ها

ای بلای نافرجامی‌ها


نبرده لب بر جامی

می‌کشم به دوش از حسرت

بار هستی و بدنامی‌ها


ساغرم شکست ای ساقی

رفته‌ام ز دست ای ساقی


حکایت از که کنم

شکایت از چه کنم

که خود به دست خود آتش

بر دل خون شده‌ی نگران زده‌ام


بر موج غم نشسته منم

در زورق شکسته منم

ای ناخدای عالم


تا نام من رقم زده شد

یکباره مُهر غم زده شد

بر سرنوشت آدم


طاقتم ده (همایون)

آهنگ: همایون خرم

شعر: معینی کرمانشاهی

دانلود (با صدای بانو مرضیه)

دانلود (با صدای سالار عقیلی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 0:41  توسط حمید  | 


 

غریبی سخت منو دلگیر داره

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

فلک بر گردنم زنجیر داره

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

فلک از گردنم زنجیر بردار

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

که غربت خاک دامن‌گیر داره

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

                   آی یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

می‌سوزم مثل شمعی نیمه‌ی شب

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

دل مو غم داره غم‌خوار نداره

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

                   آی یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

مسلمانان غریبی مفلسم کرد

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

طلا بودم که نقره خالصم کرد

                   یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم

                   آی یار نارنجی جونم، گل‌جامه نارنجی جونم


موسیقی تیتراژ پایانی سریال پایتخت

آهنگساز: آریا عظیمی‌نژاد

دانلود (لینک غیرمستقیم)

 

(پ.ن: پایتخت رو دوست داشتم، چون یکی از معدود سریال‌های تلویزیون بود که از دیدنش عذاب نمی‌کشیدم...)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/30ساعت 1:44  توسط حمید  | 


 

بر قدسیان آسمان من هر شبی یا هو زنم

گر صوفی از "لا" دم زند من دم ز "الّا هو" زنم


باز هوایی نیستم تا تیهوی جان‌ها برم

عنقای قاف قربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟


من کوکویی دیوانه‌ام صد شهر ویران کرده‌ام

بر قصر قیصر قی کنم، بر تاج خاقان قو زنم


قاضی چه باشد پیش من؟ مفتی چه داند کیش من؟

چون پشت پای نیستی بر حکم و بر یرغو زنم


خاقان اردودار اگر از جان نگردد ایل من

صاحبقران عالمم بر ایل و بر اردو زنم


ای کاروان! ای کاروان! من دزد شب‌رو نیستم

من پهلوان کشورم من تیغ رویارو زنم


ای باغبان! ای باغبان! در بسته‌ای بر من چرا؟

بگشا دری این باغ را تا سیب و شفتالو زنم


ای نفس هندووَش برو ترکی مکن با من که من

سلطان صاحب قوتم بر ترک و بر هندو زنم


گر آسیای معرفت بی‌بار ماند ساعتی

من بر فراز نُه فلک از بهر او توتو زنم


نفس است کدبانوی من، من کدخدای و شوی او

کدبانو گر بد می‌کند بر روی کدبانو زنم


تا دوست دارندم خسان از بهر آرایش کنون

همچون زنان فاحشه کی شانه بر گیسو زنم؟


خیز ای نعیمی پیش من بنشین به زانوی ادب

من پادشاه کشورم کی پیش تو زانو زنم؟


"قدسیان آسمان"

با صدای علیرضا عصار و محمد اصفهانی

از آلبوم "کوچ عاشقانه"

شعر از فضل‌اله حروفی استر آبادی (متخلص به نعیمی)

دانلود (لینک غیرمستقیم)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/27ساعت 0:19  توسط حمید  | 


 

 

چو فرشتگان و مرغان، من اگر پرنده بودم

به فراز آسمان‌ها پر و بال می‌گشودم


ز شفق که بحر عشق است و ز مه که خرمن مهر

دو سه جرعه می‌گرفتم، دو سه خوشه می‌ربودم


به شتاب می‌گذشتم ز کنار بزم پروین

به بساط عیش زهره دو سه لحظه می‌غنودم


به خدای عشق کم‌کم به زبان بی‌زبانی

غم عشق می‌رساندم، دل خویش می‌نمودم


ز تو ای بلای جانم، ز تو ای طبیب دردم

بلی! از تو، از جفای تو، ترانه می‌سرودم


ز برش نمی‌گذشتم مگر آن زمان که گوید

برو ای امید! از قلب مَهت جفا زدودم


پر و بال می‌گشودم به فراز آسمان‌ها

چو فرشتگان و مرغان من اگر پرنده بودم


تصنیف "من اگر پرنده بودم..."

شعر از: مهدی اخوان ثالث

اثر استاد حسین علیزاده

با صدای: رها

دانلود (لینک غیرمستقیم)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/06/06ساعت 1:19  توسط حمید  | 


 

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند


اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند


به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند


نامه تعزیت دختر رز بنویسید

تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند


گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب

تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند


در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند


حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند


پیش درآمد و قطعه ضربی

کاری از محمدرضا لطفی و گروه بانوان شیدا

با صدای محمد معتمدی

تنبک: احمد مستنبط

دانلود 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/05/28ساعت 22:19  توسط حمید  | 


 

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت


یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت


ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت


مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت


عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت


گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت


هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت


ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت


همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت


تصنیف "یاد تو..."

آهنگ از محمد سریر

با صدای جمال‌الدین منبری

از آلبوم قرار

دانلود (لینک غیرمستقیم)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 23:59  توسط حمید  | 


Everyday my papa would work

To help to make ends meet

To see that we would eat

Keep those shoes upon my feet

Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Kiss me on my head

After all the prayers were said


Growing up with him was easy

Time just flew on by

The years began to fly

He aged and so did I


I could tell

That mama wasn't well

Papa knew and deep down so did she

So did she

When she died

My papa broke down and cried

All he said was, God, why not take me


Every night he sat there sleeping

In his rocking chair

He never went upstairs

All because she wasn't there


Then one day my papa said

Son, I'm proud the way you've grown

Make it on your own. Oh, I'll be O.K. alone


Every time I kiss my children

Papa's words ring true

Your children live through you

They'll grow and leave you, too

I remember every word

My papa used to say

I live them everyday

He taught me well that way


Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Kiss me on my head

When my prayers were said

Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Tuck me in my bed

After my prayers were said

*******************************

PAPA

By: Paul Anka

DOWNLOAD

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/25ساعت 22:10  توسط حمید  | 


 

 

فیلم "روز هشتم" رو برای سومین بار دیدم؛

شاهکاره...

و این هم آهنگ "مادر" اثر "لوییس ماریانو" که تو این فیلم اجرا شده،

به مناسبت روز مادر...


Maman, Maman jolie

Maman tu es la plus belle du monde

Aucune autre à la ronde n'est plus jolie

Tu as pour moi, avoue que c'est étrange

Le visage d'un ange du paradis

Dans tous mes voyages

J'ai vu des paysages

Mais rien ne vaut l'image

De tes beaux cheveux blancs

Tu es, Maman, la plus belle du monde

Et ma joie est profonde

Lorsqu'à mon bras

Maman, tu mets ton bras

Maman tu es la plus belle du monde

Car tant d'amour inonde tes jolis yeux

Pour toi, c'est vrai, je suis malgré mon âge

Le petit enfant sage des jours heureux

J'avais fait des rêves

Où l'on m'aimait sans trève

Mais les rêves s'achèvent

Et toi seule m'est restée

Maman tu est la plus belle du monde

Et lorsque tout s'effondre autour de moi

!Maman, toi tu es là

***

Mother of mine

The sweetest in creation

In every land or nation

No other gives such love

For me you shine

So sweet and so humble

With the face of an angel

From heaven above

As I travel lands far away

Seeing new places every day

Nothing will ever outweigh

The sight of you I love

Mother of mine

The sweetest in creation

My heart knows true elation

When you arm

Mother, dear, rests on my arm

Mother of mine

The sweetest in creation

For love's illumination

Fills your sweet gaze

For you it's true

After all these years of joy

I'm still the good little boy

Of the happy younger days

Download 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/03ساعت 4:22  توسط حمید  | 


مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت


پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت


سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت


تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی

صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت


و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت


من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت


زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی

نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت


تصنیف "مدامم مست..."

با صدای سالار عقیلی

آهنگ از سیامک آقایی

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/22ساعت 23:43  توسط حمید  | 


 

ز فروردین شد شکفته چمن

گل نو شد، زیب دشت و دمن
 
کجایی ای نازنین گل من

بهار آمده با گل و سنبل
 
ز دیدار گل نعره زد بلبل


دل بلبل نازک است ای گل

دل او را از جفا مشکن

بهار از گل سایه‌بان دارد

دریغا کز پی خزان دارد

خوش آن کس کو یاری جوان دارد
 
بتی تازه با شراب کهن


دلم گشت از چرخ بوقلمون
 
چو جام می لب به لب از خون

غم عشقت شد بر غمم افزون

شد از ستمت، ز دست غمت، غرق خون دل من

مجنون دل من، محزون دل من، پر ز خون دل من

 
نگارا رحمی نما به چشم ترم

که من از زلفت بتا، شکسته‌ترم

اگر بردم جان از غم دوران

ز درد فراق تو جان نبردم


عزیز دلم، بُت چِگِلم، آبروی چمن

بهار مرا، خزان منما، نازنین گل من


تصنیف "فروردین"

شعر از ملک‌الشعرای بهار

با صدای هنگامه اخوان - دانلود (فایل صوتی)

با صدای سپیده رییس سادات - دانلود (فایل صوتی)

با صدای سپیده رییس سادات - دانلود (فایل تصویری) (لینک کمکی)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/01/13ساعت 0:6  توسط حمید  | 


 

بهارم، دخترم، از خواب برخیز

شکرخندی بزن، شوری برانگیز

گل اقبال من! ای غنچه‌ی ناز!

بهار آمد تو هم با او بیامیز


بهارم، دخترم، آغوش وا کن

که از هر گونه گل آغوش وا کرد

زمستان ملال‌انگیز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا کرد


بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست

چمن زیر پر و بال پرستوست

کبودِ آسمان هم‌رنگ دریاست

کبودِ چشم تو زیباتر از اوست


بهارم، دخترم، نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم کند گل

تماشا کن تبسم‌های او را

تبسم کن که خود را گم کند گل


بهارم، دخترم، دست طبیعت

اگر از ابرها گوهر ببارد؛

و گر از هر گلش جوشد بهاری؛

بهاری از تو زیباتر نیارد


بهارم، دخترم، چون خنده‌ی صبح

امیدی می‌دمد در خنده‌ی تو

به چشم خویشتن می‌بینم از دور

بهار دلکش آینده‌ی تو

***

شعر "آسمان کبود"

اثر زنده‌یاد فریدون مشیری

از دفتر  "گناه دریا"


"بهار من"

آهنگ‌ساز: فرهاد فخرالدینی

با صدای زنده‌یاد بانو مرضیه

از آلبوم "مینای شکسته"

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/29ساعت 16:49  توسط حمید  | 


 

 


ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم


گه مست کار بودم گه در خمار بودم

زان کار دست شستم زین کار توبه کردم


در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن

از توبه‌های کرده این بار توبه کردم


ای می فروش این ده ساغر به دست من ده

من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم


مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم

از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه کردم


ای مطرب الله الله می بی‌رهم تو بر ره

بردار چنگ می‌زن بر تار توبه کردم


ز اندیشه‌های چاره دل بود پاره پاره

بیچارگی است چاره ناچار توبه کردم


بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را

کز ذوق آن گنه را بسیار توبه کردم


گفتم که وقت توبه‌ست شوریده‌ای مرا گفت

من تایب قدیمم من پار توبه کردم


بهر صلاح دین را محروسه یقین را

منکر به عشق گوید ز انکار توبه کردم


توبه خراباتیان

شعر از مولانا

با صدای حامد صغیری

از آلبوم سخنهای نهان

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/11/20ساعت 10:50  توسط حمید  | 


 

 

گفتمش بیا، عاشقم هنوز

خنده کرد و گفت، در غمت بسوز


هر چه می‌کشم ای یاران از جفای دوست

گریه‌های من ای یاران از برای اوست


در فراق او عاشقان خسته جان شدم

این ترانه را چگونه سر کنم، که بی‌زبان شدم


می‌شود بهار عاشقان جاودان از او

پس دگر مپرس، چرا بدون او، چنان خزان شدم


رفته‌ای کنون چون جوانی‌ام

طی شد این چنین زندگانی‌ام


در دلم هنوز ای یاران اشتیاق اوست

ناله‌های من ای یاران از فراق اوست



فراق

از آلبوم شوری دیگر (کنسرت کامکارها)

شعر از هوشنگ ابتهاج

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/14ساعت 21:5  توسط حمید  | 


 

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


چشای همیشه گریون آخه شستن نداره

تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


می‌خوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم

طعم بی تو بودنُ از لب سردت بچشم


نطفه‌ی باز دیدنت رو توی سینم بکُشم

مثل سایه، پا به پام من تو رو همرام نکشم


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


بذا من تنها باشم می‌خوام که تنها بمیرم

برم اون گوشه‌ی تنهایی و غربت بگیرم


من یه عمری‌ست که اسیرم زیر زنجیر غمت

دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


قوزک پا

آهنگ از مسعود امینی

با صدای فریدون فروغی

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/09ساعت 23:36  توسط حمید  | 


 

جلوه‌ی گل بوی سنبل
 
ناله‌ی چنگ بانگ بلبل
 

کرده صحن چمن پر ز غلغل
 
شبنم صبح بر چهره‌ی گل
 

مطرب آهنگ را تازه‌تر کن
 
وز دل خویشتن نغمه سر کن
 

زخم دل تار به زخمه میازار
 
ناله‌ی تار، کمتر برون آر
 

بگو به ساقی ای نسیم سحری، شد سپری عهد خزان

بیا به عاشقان بپیما قدحی، خونِ دلِ دُختِ رزان
 

از غم عشق، شد دلم خون

وز ره چشم، رفت بیرون


ای عشق آخر کردی بی‌خبرم

با یک جلوه بردی دل ز برم


ز آتش عشقت، این دل زارم گشته پریش

آتشی اما، در دل عاشق مرهم ریش


تو آخر ای عشق چه‌ای؟ رهزنِ دل، بلای جان‌ها

از آتش پرشررت، سوخته شد چه خانمان‌ها


باعث آه و بیداد و ناله

از چکاوک بُوَد عشقِ لاله


ساقی اگر برخیزد باده به جامم ریزد

شعله‌ی عشقم فروزد


مطرب اگر بنشیند حالت عاشق بیند

از غم عشقش بسوزد


برکشد از پرده‌ی بیداد بیرون

ناله‌ی روح‌بخش همایون


تصنیف جلوه‌ی گل

شعر از نورالله همایون

با صدای علیرضا قربانی - دانلود

با صدای استاد بدیع‌زاده - دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/29ساعت 17:29  توسط حمید  | 


 

 

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس

چه سفرها کرده‌ایم

چه سفرها کرده‌ایم


ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها

چه خطرها کرده‌ایم

چه خطرها کرده‌ایم


ما برای آن که ایران، خانه‌ی خوبان شود

خون دل‌ها خورده‌ایم

خون دل‌ها خورده‌ایم


ما برای بوییدن بوی گل نسترن

چه سفرها کرده‌ایم

چه سفرها کرده‌ایم


ما برای نوشیدن شورابه‌های کویر

چه خطرها کرده‌ایم

چه خطرها کرده‌ایم


ما برای خواندن این قصه‌ی عشق به خاک

رنج دوران برده‌ایم

رنج دوران برده‌ایم


ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک

خون دل‌ها خورده‌ایم

خون دل‌ها خورده‌ایم

                              ای ایران...


سفر برای وطن

شعر از نادر ابراهیمی

با صدای استاد محمد نوری

فایل تصویری - دانلود

فایل صوتی - دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/27ساعت 10:36  توسط حمید  | 


 

دیدم به خواب وقت سحر

شهزاده‌ای زرّین کمر

نشسته بر اسب سفید

می‌رود از کوه و کمر

می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش

می‌رفت و دیدم که بُوَد چشمم به راهش


ترسم دلم رسوا شود، دریا شود این دو چشم پر آبم

تا آن که در بیداری‌ام پیدا شود، آن که آمد به خوابم

شهزاده‌ی رویای من شاید تویی

آن کس که روزی در برم آید تویی

از خواب نوشین ناگه پریدم، دردا که دیگر او را ندیدم، به خدا

جانم رسیده، از غصه بر لب، صد آه سوزان از دل کشیدم، به خدا


دیدم به خواب وقت سحر

شهزاده‌ای زرّین کمر

نشسته بر اسب سفید

می‌رود از کوه و کمر

می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش

می‌رفت و دیدم که بُوَد چشمم به راهش


شهزاده‌ی رویا (بیات اصفهان)

آهنگ‌ساز: همایون خرم

ترانه‌سرا: بیژن ترقی

پیانو: انوشیروان روحانی

با صدای یاسمین

دانلود

اجرای جدید (منسوب است به گلشیفته فراهانی)

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/11ساعت 21:23  توسط حمید  | 


یانی کریسومالیس معروف به یانی، پیانیست و آهنگساز یونانی است که در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳) در شهر کالاماتا یونان به دنیا آمد.
او در نوجوانی به رشته شنا علاقه‌مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش به جا بگذارد.
از آنجایی که وی تحصیلات آکادمیک در زمینه‌ی موسیقی نداشت و قادر به خواندن نت‌های موسیقی نبود، با تمرین و مطالعه، به تنهایی نواختن پیانو را آموخت.

یانی در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ شمسی) برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش (روان‌شناسی) به آمریکا و دانشگاه روان‌شناسی مینسوتا رفت. پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا به نام کاملیون(Chameleon) به عنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد.
به تدریج یانی به موسیقی‌دانی مستقل با عقاید و تفکری منحصربه‌فرد تبدیل شد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که وی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده‌ترین نت‌های موسیقی نیز نبود!
یانی آثار خود را با روش ابداعی خودش می‌نگارد.
پدر و مادر یانی هر دو اهل یونان هستند. مادر وی فلیستا Felista  و پدرش سوتیری Sotiri نام دارند و یانی قطعه‌هایی را به نام مادرش ساخته‌است.

 یانی در سال ۲۰۰۰ آلبوم (If I Could Tell You) را ارایه کرد که به اعتقاد بسیاری از موسیقی‌شناسان یکی از برترین آثار اوست. تمام تنظیمات موسیقی این آلبوم شخصاً توسط خود یانی در استودیوی شخصی خودش انجام شد.
یانی همواره به دنبال نوآوری‌ست و بیش از هر چیز به خلاقیت و آفرینش اهمیت می‌دهد.


خواننده‌ی مورد علاقه‌ی یانی، پیتر گابریل است و معتقد است که در سال‌های اخیر به جز موسیقی فیلم‌های محمد رسول‌الله، عیسی مسیح، دکتر ژیواگو، ایندیرا گاندی و چند قطعه‌ی محدود دیگر، قطعه‌ی جالب توجهی نشنیده ‌است.
یانی در سال 1994 با شهرداد روحانی نیز همکاری داشت و با همکاری وی یکی از زیباترین کنسرت‌هایش را در شهر آکروپولیس یونان و با رهبری شهرداد روحانی اجرا نمود.
سبک ابداعی یانی با نام New Age (عصر جدید) شناخته می‌شود ولی خود او
نام  Contemporary Instrumental Music (موسیقی سازی معاصر)
را برای این سبک مناسب‌تر می‌داند.

 

 و این هم تعدادی از آثار یانی:

Optmystique (1984)

Keys to Imagination (1986)

Out of Silence (1987)

Chameleon Days (1988)

Niki Nana (1989)

Reflections of Passion (1990)

In Celebration of Life (1991)

Dare To Dream (1992)

In My Time (1993)

Live at the Acropolis (1994)

Tribute (1997)

If I Could Tell You (2000)

Ethnicity (2003)

Yanni Live: The Concert Event (2006)

Yanni Voices (2009)

 


Acroyali Standing In Motion - DOWNLOAD

 

Santorini - DOWNLOAD

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/24ساعت 23:14  توسط حمید  | 



خدایا کاش وصلی بود یک دم

آریا عظیمی نژاد

نه دردی بود در عالم نه مرهم

نمی‌میریم جز در آتش وصل

نمی‌سوزیم جز در حسرت هم


هر آن کو راه عدل و دین بگیره

مراد از طالع شیرین بگیره

مرا داغ برادرهاست در دل

فلک داد مرا سنگین بگیره


همان‌هایی که اهل راز گردند

دگر با خویشتن دم‌ساز گردند

جراحت در جگر دارند و افسوس

کجا یاران رفته بازگردند؟


اسیر روزگار گرم و سردیم

مگر با گردش دوران بگردیم

همه آلوده دامانی به سر شد

به جز زخمی که از سر وا نکردیم


موسیقی تیتراژ پایانی سریال جراحت

شعر از عبدالجبار کاکایی

با صدای آریا عظیمی نژاد

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 0:15  توسط حمید  | 


 

عاشقم اومدم از دشت و صحرا

لیلا در وا کن مویوم

طالبم اومدم از بهر سودا

لیلا در وا کن مویوم

اومدم تا شوم شمع سرایت

لیلا در وا کن مویوم

شو نوروز کنم جون مو فدایت

لیلا در وا کن مویوم


لیلا در وا کن مویوم

پشت در وا کن مویوم

این چه در وا کردنه

این ز اقبال مویه


نازنین دختری با ما چرا ناز

لیلا در وا کن مویوم

بچه کفتر مویوم هستی چو شهباز

لیلا در وا کن مویوم

ترک من گفته‌ای از بی وفایی

لیلا در وا کن مویوم

عاشقت اومده با یک جهان راز

لیلا در وا کن مویوم


لیلا در وا کن مویوم

پشت در وا کن مویوم

این چه در وا کردنه

این ز اقبال مویه


گشتم پریشون از غمت لیلا

آواره گشتم در دل صحرا

لیلا در وا کن مویوم

پشت در وا کن مویوم

این چه در وا کردنه

این ز اقبال مویه


قطعهی "لیلا"

موسیقی محلی خراسان

از آلبوم "همه اقوام من"

کاری از گروه رستاک

دانلود فایل صوتی             دانلود فایل تصویری

دانلود فایل تصویری (به همراه مصاحبه با استاد غلامعلی پورعطایی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/15ساعت 21:39  توسط حمید  | 


 

من مست جام باقی‌ام، دارم هوای عاشقی

حیران روی ساقی‌ام، دارم هوای عاشقی


ای جان و ای جانان من، دارم هوای عاشقی

ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی


جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد

تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی


گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم

گه مست و هشیار آمدم، دارم هوای عاشقی


ای شاه درویشت منم، درویش دل‌ریشت منم

بیگانه و خویشت منم، دارم هوای عاشقی


دیوانه‌ی رویت منم، آشفته‌ی مویت منم

سرگشته‌ی کویت منم، دارم هوای عاشقی


هوای عاشقی

کاری از پدرام درخشانی

با صدای سینا سرلک

از آلبوم رومی-2

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 14:48  توسط حمید  | 


برای تا؛

که محمد نوری رو دوست میداره

و چند روز پیش هم تولدش بوده...

 

چو گل‌ها سراپا نشاط و شوری

                          تولدت مبارک، تولدت مبارک

بهار امیدی، همه سروری

                          تولدت مبارک، تولدت مبارک

گل من! چشم دلم از تو روشن

شکفتی زیباتر از گل به گلشن

نشستی چون لاله در باغ هستی

تویی تو، بهانه‌ی هستی من

دور از هر بلای خزانی بمانی

با شور و نشاط جوانی بمانی

گل باشی که در جمع یاران نشینی

در عالم به جز روز شادی نبینی


"تولدت مبارک"

با صدای زندهیاد استاد محمد نوری

از آلبوم دلاویزترین

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/20ساعت 22:9  توسط حمید  | 



در روح و جان من

می‌مانی ای وطن

به زیر پا فتد آن دلی

که بهر تو نلرزد


شرح این عاشقی

ننشیند در سخن

که بهر عشق والای تو

همه جهان نیرزد


ای ایران! ایران!

دور از دامان پاکت دست دگران، بد گهران

ای عشق سوزان

ای شیرین‌ترین رویای من، تو بمان

در دل و جان


ای ایران ایران!

گلزار سبزت دور از تاراج خزان، جور زمان

ای مهر رخشان

ای روشنگر دنیای من به جهان، تو بمان


سبزی صد چمن

سرخی خون من

سپیدی طلوع سحر

به پرچمت نشسته


شرح این عاشقی

ننشیند در سخن

بمان که تا ابد هستی‌ام

به هستی تو بسته


ای ایران! ایران!

دور از دامان پاکت دست دگران، بد گهران

ای عشق سوزان

ای شیرین‌ترین رویای من، تو بمان

در دل و جان


ای ایران ایران!

گلزار سبزت دور از تاراج خزان، جور زمان

ای مهر رخشان

ای روشنگر دنیای من به جهان، تو بمان


در روح و جان من

می‌مانی ای وطن

به زیر پا فتد آن دلی

که بهر تو نلرزد


شرح این عاشقی

ننشیند در سخن

که بهر عشق والای تو

همه جهان نیرزد


ای ایران ایران

اثر جاودانه‌ی زنده‌یاد محمد نوری

از آلبوم دلاویزترین

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/10ساعت 2:3  توسط حمید  | 


 

 و آزادی


این درفش پاره پاره از جور ستمگران


هنوز در اوج اهتزاز است


چون تندر و برق


در برابر باد...

 

دانلود 

  

 

 Yet, Freedom

Yet thy banner, torn

but flying

Streams like the thunder-storm

Against the wind

Lord Byron

**************

If I were a minstrel I'd sing you six love songs

To tell the whole world of the love that we share

If I were a merchant I'd bring you six diamonds

With six blood red roses for my love to wear

But I am a simple man, a poor common farmer

So take my six ribbons to tie back your hair

Yellow and brown, blue as the sky

Red as my blood, green as your eyes

If I were a nobleman I'd bring you six carriages

With six snow white horses to take you anywhere

(If I were the emperor (yellow and brown

(I'd build you six palaces (blue as the sky

(With six hundred servants (red as my blood

(For comforting fare (green as your eyes

But I am a simple man, a poor common farmer

So take my six ribbons to tie back your hair

If I were a minstrel I'd sing you six love songs

To tell the whole world of the love that we share

So be not afraid my love, you're never alone love

While you wear my ribbons tying back your hair

Once I was a simple man, a poor common farmer

I gave you six ribbons to tie back your hair

Too-ra-lee, too-ra-lie, all I can share

Is only six ribbons, tying back your hair

(Too-ra-lee, too-ra-lie, all I can share)

I gave you six ribbons to tie back your hair

*********************************

By: Jon English

DOWNLOAD

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25ساعت 21:46  توسط حمید  | 


 
ای که با سلسله‌ی زلف دراز آمده‌ای

فرصتت باد که دیوانه‌نواز آمده‌ای


ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت

چون به پرسیدن ارباب نیاز آمده‌ای


پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ

چون به هر حال برازنده‌ی ناز آمده‌ای


آب و آتش به هم آمیخته‌ای از لب لعل

چشم بد دور که بس شعبده‌باز آمده‌ای


آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب

کشته‌ی غمزه‌ی خود را به نماز آمده‌ای


زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم

مست و آشفته به خلوتگه راز آمده‌ای


گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده‌ست

مگر از مذهب این طایفه بازآمده‌ای 


با صدای دولتمند خلف

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت 1:3  توسط حمید  | 



زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم

دریاب مرا ساقی والله که چنینستم


ای ساقی مست من بنگر به شکست من

ای جسته ز دست من دریاب کز آن دستم


بشکست مرا دامت بشکستم من جامت

مستی تو و مستی من بشکستی و بشکستم


ای جان و دل مستان بستان سخنم بستان

گویی که نه‌ای محرم هستم به خدا هستم


پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین

بنشین که چنین وقتی در خواب همی‌جستم


جان و سر تو یارا بر نقد بزن ما را

مفریب و مگو فردا بردارم و بفرستم


والله که بنگذارم دست از تو چرا دارم

تا لاف زنی گویی کز عربده وارستم


خواهم که ز باد می آتش بفروزانی

خواهم که ز آب خود چون خاک کنی پستم


ساقی (شعر از حضرت مولانا)

آهنگ: تهمورس پورناظری

همآوایان: سهراب و تهمورس پورناظری

نجمه تجدد و فرشاد جمالی

از کنسرت گروه شمس (پورناظریها)

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 23:33  توسط حمید  | 




هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق!

 
قایقی در طلب موج به دریا پیوست

باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق
 

عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم

شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق
 

شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد

می‌توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
 

پیله‌ی رنج من ابریشم پیراهن شد

شمع حق داشت! به پروانه نمی‌آید عشق!


راز

کاری از محسن حسینی

شعر از فاضل نظری

با صدای حجت اشرف‌زاده

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/02ساعت 23:6  توسط حمید  | 



ای عاشقان، ای عاشقان، پیمانه‌ها پر خون کنید

وز خون دل چون لاله‌ها، رخساره‌ها گلگون کنید
 

آمد یکی آتش‌سوار، بیرون جهید از این حصار

تا بردمد خورشید نو، شب را ز خود بیرون کنید
 

آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید

در کلبه‌ی احزان چرا این ناله‌ی محزون کنید؟ 
 

از چشم ما آیینه‌ای در پیش آن مه‌رو نهید

آن فتنه‌ی فتانه را بر خویشتن مفتون کنید 
 

دیوانه چون طغیان کند، زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه‌ای در گردن مجنون کنید
 

دیدم به خواب نیمه‌شب، خورشید و مه را لب به لب

تعبیر این خواب عجب، ای صبح‌خیزان چون کنید؟
 

نوری برای دوستان، دودی به چشم دشمنان

من دل بر آتش می‌نهم، این هیمه را افزون کنید 
 

زین تخت و تاج سرنگون تا کی رود سیلاب خون؟

این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید 

 
چندین که از خم در سبو، خون دل ما می‌رود

ای شاهدان بزم کین، پیمانه‌ها پر خون کنید

هوشنگ ابتهاج (هـ.ا.سایه)


تصنیف "ای عاشقان"

کاری از محمدرضا لطفی و گروه بانوان شیدا

با صدای محمد معتمدی

تنبک: احمد مستنبط

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/24ساعت 1:23  توسط حمید  | 


دست در دست بهاران

هم‌نوا با بانگ باران

در دلت باغچه‌ای از نور خواهم کاشت

سازی تازه خواهم زد

که باران با آن خواهد رقصید


می‌خواند آهسته نی‌لبک جویبار

می‌شنوم از لب او راز دل کوهسار

بار دگر پیک سحر، داده ز آفتاب خبر

کز پس این تیره‌شبان

می‌رسد او صبح‌دمان


می‌آید، می‌آید

همچو نسیم از ره دور

می‌بَرَدم همره خود تا دل آن ابر سپید

می‌کشد او دست مرا

می‌بَرَدم تا خورشید


تصنیف «دست در دست بهاران» (اصفهان)

آواز: اشکان کمانگری

شعر، تنظیم و آهنگ: امیرحسین سام

از آلبوم: زرد، سرخ، ارغوانی

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/06ساعت 1:1  توسط حمید  | 


در قدمت سر بنهم تا که بیایی

دل برده‌ای از دست من جانا کجایی؟


بیا ای نسیم آرزو، برای دلم قصه بگو از خاک کویش

که من بی‌قرارم کو به کو در جست‌وجویش


به شهر غمت خانه کنم، کجا بی تو کاشانه کنم؟

که شد در رهت جان من، بی‌قرار رسیدن


چه آتش زدی در دل من

که دل می‌درد جامه‌ی تن


بگو ای نسیم سحری کی بر سرم می‌گذری

خدارا پریشان توام بر من بیفکن نظری


بهارا کنار من بمان، مگر باشم از جور خزان

 هم‌سایه‌ی تو، در سایه‌ی تو


نداری خبر از لاله‌ها، پریشانی آلاله‌ها

کزین غم بگریم که دارم به جان بار گران


به لطف خیالت، به شهر وصالت دلم ره‌سپار است

به شوق بهاران، چنان باد و باران دلم بی‌قرار است


دلا مژده داری که این بی‌قراری نشان بهار است

                                                    نشان بهار است...


تصنیف "بهارا"

آهنگ و تنظیم: مهران مهرنیا

با صدای سالار عقیلی

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/14ساعت 1:9  توسط حمید  | 



ز درد من بسوزد سینه‌ی تو

شود غمگین دل بی کینه‌ی تو

نباشد تا به چشم خود ببینم

غبارآلوده آن آیینه‌ی تو

***

هر کجا رفتی پس از من، محفلی شد از تو روشن

یاد من کن، یاد من کن


هر کجا دیدی به بزمی، عاشقی با لب گزیدن

یاد من کن، یاد من کن


هر کجا سازی شنیدی، از دلی رازی شنیدی

شعر و آوازی شنیدی

چون شدی گرم شنیدن، وقتِ آه از دل کشیدن

یاد من کن، یاد من کن


بی تو در هر گلشنی چون بلبل بی‌آشیان دیوانه بودم

سر به هر در می‌زدم وانگه ز پا افتاده در میخانه بودم


گر به کنج خلوتی دور از همه خلق جهان بزمی به پا شد

واندر آن خلوت‌سرا پیمانه‌ها پر از می عشق و صفا شد


چون بشد آهسته شمعی، کنج آن کاشانه روشن

تا رسد یاری به یاری، تا فتد دستی به گردن

یاد من کن، یاد من کن


"یاد من کن"

کاری از هنرمندان فقید:

بیژن ترقی (ترانه‌سرا)

علی تجویدی (آهنگ‌ساز)

بانو دلکش (خواننده)

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/11ساعت 2:7  توسط حمید  | 


 

عاشقم من

عاشقی بی‌قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم


عاشقم من عاشقی بی‌قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای مه آرزومندم

بر تو پابندم


از تو وفا خواهم

من ز خدا خواهم

تا به رهت بازم جان

تا به تو پیوستم

از همه بگسستم

بر تو فدا سازم جان


عاشقم من عاشقی بی‌قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای مه آرزومندم

بر تو پابندم


خیز و با من در افق‌ها سفر کن

دل‌نوازی چون نسیم سحر کن

ساز دل را نغمه‌گر کن

همچو بلبل نغمه سر کن

نغمه‌گر کن

همچو بلبل نغمه سر کن


تصنیف عاشقم من (بیات اصفهان)

با صدای بانو دلکش

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/19ساعت 23:55  توسط حمید  | 


 

 

بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو

ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو


من که به دریاش زدم، تا چه کنی با دل من

تخته و ورطه همه تو، ساحل و توفان همه تو


ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم

رمز میستان همه تو، راز نیستان همه تو


همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد

ای همه خورشید تو و خاک تو باران همه تو


شور تو آواز تویی، بلخ تو شیراز تویی

جاذبه‌ی شعر تو و گوهر عرفان همه تو


تا به کجایم بری ای جذبه‌ی خون، ذوق جنون

سلسله بر جا همه من، سلسله‌جنبان همه تو


تصنیف "همه تو" (همایون)

آهنگ و تنظیم: تهمورس پورناظری

شعر: حسین منزوی

با صدای: حمیدرضا نوربخش

از آلبوم: پنهان چو دل

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 0:10  توسط حمید  | 


 

مرا ببوس مرا ببوس

برای آخرین بار

تورا خدا نگه‌دار

که می‌روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته

گذشته‌ها گذشته

منم به جست‌و‌جوی سرنوشت


در میان توفان

هم‌پیمان با قایقران‌ها

گذشته از جان باید بگذشت از توفان‌ها

به نیمه‌شب‌ها

دارم با یارم پیمان‌ها

که برفروزم آتش‌ها در کوهستان‌ها آه

 

شب سیه سفر کنم

ز تیره‌ره گذر کنم

نگه کن ای گل من

سرشک غم به دامن

برای من میفکن


مرا ببوس مرا ببوس

برای آخرین بار

تورا خدا نگه‌دار

که می‌روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته

گذشته‌ها گذشته

منم به جست‌و‌جوی سرنوشت


دختر زیبا امشب بر تو مهمانم

در پیش تو می‌مانم

تا لب بگذاری بر لب من

دختر زیبا از برق نگاه تو

اشک بی‌گناه تو

روشن سازد یک امشب من


مرا ببوس مرا ببوس

برای آخرین بار

تورا خدا نگه‌دار

که می‌روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته

گذشته‌ها گذشته

منم به جست‌و‌جوی سرنوشت


«مرا ببوس»

شعر از: حیدر رقابی

با صدای حسن گل‌نراقی

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت 12:41  توسط حمید  | 


 

موسیقی تیتراژ پایانی سریال اغما

با صدای مرتضی اسکندری

دانلود


یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی

این عقل ما آدم بُدی این نفس ما حواستی


ور آدم از ایوان دل درنامدی در آب و گل

تدریس با تقدیس او بالاتر از اسماستی


ور لانسلم گوی ظن اسلمت گفتی چون خلیل

نفس چو سایه سرنگون خورشید سربالاستی


ور هستی تن لا شدی این نفس سربالا شدی

بعد از تمامی لا شدن در وحدت الاستی


گر ضعف و سستی نیستی در دیده‌ی خفاش تن

بر جای یک خورشید صد خورشید جان افزاستی


گر نیک و بد نزد خدا یک سان بدی در ابتلا

با جبرییل ماه رو ابلیس هم سیماستی


ور رازدارستی بشر پیدا نکردی خیر و شر

هر چه که ناپیداستش بر وی همه پیداستی


این حس چون جاسوس ما شد بسته و محبوس ما

چون می‌نبیند اصل را ای کاشکی اعماستی


بنشسته حس نفس خس نزدیک کاسه چون مگس

گر کاسه نگزیدی مگس در حین مگس عنقاستی


استاره‌ها چون کاس‌ها مانند زرین طاس‌ها

آراستش بر طامعان ای کاشکی ناراستی


خاموش باش اندیشه کن کز لامکان آید سُخُن

با گفت کی پردازیی گر چشم تو آن جاستی


از شمس تبریزی ببین هر ذره را نور یقین

گر ذوق در گفتن بُدی هر ذره‌ای گویاستی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 15:27  توسط حمید  | 


دوستانِ من یادشان نمی‌آید که من هیچگاه ارادتی به ماه صیام نشان داده باشم. اما حالا که حمید رمضانیه‌اش را شروع کرده بد نیست یادی شود از کسی که سالیان سال، پدران ما با صدای گرم وی رمضان خود را رونق بخشیدند. این یادآوری با استفاده از سه حکایت [با حذف تکرارها و مطالبی که سندیت ندارند] روایت می‌شود.

فضول


حکایت اول

خیمه نیوز در 17 شهریور سال 1387 یادی از ذبیحی کرده است که خواندنی است:

نام بردن از سيدجواد ذبيحی برای شنوندگان جديد راديو که هیچ وقت با صدای او پای سفره سحر ننشسته‌اند، بيهوده به نظر می‌رسد، اما دوستداران هنر آواز و شيفتگان مناجات‌های او در شب‌های ماه مبارک رمضان، محال است که صوت دلپذير ذبيحی و شورخوانی نيمه‌شب او را از ياد ببرند.
شايد اگر «ربّنا»ی محمدرضا شجريان از سال‌های دور تا امروز، برای نسل‌های گوناگون پخش نمی‌شد، اينک اين قطعه قرآنی حس نوستالوژيک رمضان را در تک‌تک شنوندگان صدای او برنمی‌انگيخت و اگر پخش قطعات آوازی ذبيحی هم‌چنان تا امروز از راديو يا تلويزيون تداوم داشت، صدای او بود که مهمانی خدا را در مخاطبان تداعی می‌کرد.

ای آن که به هر خطر پناهی تو مرا
در ظلمت شب، چراغ راهی تو مرا
يا نور اميد صبح اقبال منی
يا روشنی شام سياهی تو مرا

دانلود

با ذکر تو ای خدای عالم همه شب
در خانه خود بهشت دارم همه شب
تا بشکنم اندر ره تو پای گناه
سر بر سر سجده‌ات گذارم همه شب

دانلود

بخشنده‌تر از تو از کجا جویم باز
دست از تو و مهر تو نمی‌شویم باز
هر شب به دعای سحرت مشغولم
هر صبح همی ذکر تو می‌گویم باز

دانلود

ذبيحی اين رباعيات را چنان در دستگاه شور می‌خواند که به جرأت می‌توان گفت امروز کمتر کسی می‌تواند سيطره‌ی‌ موسيقايی آواز را بر اين اشعار پرمغز تحميل کند، اما تسلط کامل او بر ردیف‌های آوازی و بهره‌گيری از عناصر غير ايرانی در آواز، او را به هنرمندی بی‌رقيب در مناجات‌خوانی بدل کرده بود که راديو ايران از اواخر دهه 20 تا قبل از پيروزی انقلاب اسلامی و با مرگ ذبيحی نمی‌توانست از پخش صدای او برای مخاطبانش چشم‌پوشی کند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/14ساعت 8:24  توسط حمید  | 


 

 

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می‌کنم

تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می‌کنم


هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می‌شود چون یادِ نامت می‌کنم


گه همچو بازِ آشنا بر دست تو پر می‌زنم

گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می‌کنم


گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می‌زنم

ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می‌کنم


دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنی‌ست

زان روزنِ دزدیده من چون مه پیامت می‌کنم


ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو

ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می‌کنم


من آینه دل را ز تو این جا صقالی می‌دهم

من گوش خود را دفتر لطف کلامت می‌کنم


در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو

این‌ها چه باشد تو منی وین وصف عامت می‌کنم


ای دل نه اندر ماجرا می‌گفت آن دلبر تو را

هر چند از تو کم شود از خود تمامت می‌کنم


ای چاره در من چاره‌گر حیران شو و نظاره‌گر

بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می‌کنم


گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف

یک لحظه پخته می‌شوی یک لحظه خامت می‌کنم


گر سال‌ها ره می‌روی چون مهره‌ای در دست من

چیزی که رامش می‌کنی زان چیز رامت می‌کنم


ای شه حسام‌الدین حسن می‌گوی با جانان که من

جان را غلاف معرفت بهر حسامت می‌کنم


تصنیف «پنهان چو دل»

شعر از حضرت مولانا

دانلود (با صدای همایون شجریان - از آلبوم ناشکیبا)

دانلود (با صدای حمیدرضا نوربخش - از آلبوم پنهان چو دل)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 23:52  توسط حمید  | 


 

 

یِِقین دَرُم اثر اِمشُو به های‌های مُو نیست

که یار مسته و گوشش به گریه‌های مُو نیست


خدا خدا چه ثمر ای مُوذنا که‌امشُو

خدا، خدای شمایه، خدا، خدای مُو نیست


نِمود خونُمَه پامال و خون‌بَهامَه نداد

زدُم چو بر دَمَنش دست گفت پای مُو نیست


بریز خونُمَه با دست نازنین خودِت

چره که بهتر از ای، هیچی خون‌بهای مُو نیست


بهار اگر شُوَه صد بار بمیرُم از غمِ دوست

به جرم عشق و محبت، هنوز جزای مُو نیست


قطعهای با لهجهی مشهدی

دکلمه و سنتور: استاد پرویز مشکاتیان

شعر از ملکالشعرای بهار

از آلبوم تمنّا

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 22:37  توسط حمید  | 


 

 

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان


مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان


تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

بنده‌ی من شو و برخور ز همه سیم‌تنان


کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز

تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان


بر جهان تکیه مکن ور قدحی می‌داری

شادی زهره‌جبینان خور و نازک‌بدنان


پیر پیمانه‌کش من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان


دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان


با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدان که‌اند این همه خونین‌کفنان


گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین‌دهنان


چهار مضراب و تصنیف «شاه شمشاد قدان»

با صدای سالار عقیلی

از آلبوم «عشق ماند»

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/24ساعت 17:43  توسط حمید  | 


به مناسبت پنجاهمین سالروز غروب قمر آسمان موسیقی ایران

شاید بتوان قمرالملوک وزیری را بزرگ‌ترین خواننده‌ی زن ایرانی نامید؛ ولی بی شک او تنها، خواننده نبود. قمر، انسانی بزرگ بود، انسانی با روحی عظیم و سرشار از محبت به نوع بشر.
با آن که همواره وجهه‌ی هنری قمر مورد توجه خاص و عام بوده، ولی آنچه با ارزش‌تر و برجسته‌تر از هنر اوست، منش بزرگوارانه و توأم با مهر و محبتی است که او برای خود برگزیده بود.

***
قمرالملوک وزیری (که نام خانوادگی‌اش را از کلنل وزیری برگزید) در سال 1284 هـ.ش در تاکستان قزوین و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پیش از تولد پدر، و هشت ماه پس از تولد، مادرش را از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی مادربزرگ خود که –نوحه‌خوان محافل زنانه مذهبی بود- قرار گرفت.
قمر که همراه با مادربزرگ به این محافل می‌رفت، نخستین فوت و فن آوازخوانی را از او آموخت و به گفته‌ی خودش هم‌آوازی‌های گاه به گاه او با مادربزرگ پیشاپیش اعتماد به نفس او را تقویت کرد و جرات صحنه‌ای به او بخشید.
با مرگ مادربزرگ زندگی قمر نوجوان سمت و سوی دیگری به خود گرفت. قمر، مقیم خانه خاله‌ی خود شد. داماد خاله‌ی او با بزرگان موسیقی زمان حشر و نشر داشت. حضور در گردهمایی‌های این بزرگان، گوش و هوش او را به جذبه‌ی موسیقی سپرد. در یکی از همین محافل بود که سرنوشت او رقم خورد. قمر به درخواست حاضران آوازی خواند که توجه مرتضی‌خان نی‌داوود، آهنگساز و نوازنده‌ی برجسته تار، را که در آن مجلس حضور داشته به خود جلب کرد.
مرتضی‌خان نی‌داوود درباره‌ی نخستین برخود خود با قمر چنین می‌گوید: "...اولین بار که قمر را دیدم سنش خیلی کم بود. در حدود هفده یا هجده سال داشت. این دیدار در محفلی پیش آمد که من هم به آن دعوت شده بودم. یکی از حاضران ساز می‌زد ولی من هیچ از طرز نواختنش خوشم نیامد. اما همین که قمر شروع به خواندن کرد به واقعیت عجیبی پی بردم. صدای این خانم جوان به قدری نیرومند و رسا بود که نمی شد باور کرد..."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 12:26  توسط حمید  | 


 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

                          جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه


رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رُخت، راکع و ساجد

در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

                          یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه


روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

                          او خانه همی جوید و من صاحبِ خانه


هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی، تو

هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی، تو

در میکده و دیر که جانانه تویی، تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی، تو

                          مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه


بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

                          دیوانه منم، من که روم خانه به خانه


عاقل، به قوانین خرد، راه تو پوید

دیوانه، برون از همه، آیین تو جوید

تا غنچه‌ی بشکفته‌ی این باغ که بوید

هر کس به زبانی، صفت حمد تو گوید

                          بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه


بیچاره بهائی که دلش زار غم توست

هر چند که عاصی است، زخیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست

تقصیر خیالی به امید کرم توست

                          یعنی که گنه را به از این نیست بهانه


تصنیف «تمنّای وصال»

با صدای شهرام ناظری - دانلود

با صدای عبدالحسین مختاباد - دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/07ساعت 12:53  توسط حمید  | 


 

استاد حسین قوامی

 

شبی که آواز نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


من همه جا پی تو گشته‌ام

از مه و مهر نشان گرفته‌ام

بوی تو را ز گل شنیده‌ام

دامن گل از آن گرفته‌ام


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


دل من سرگشته‌ی توست

نفسم آغشته‌ی توست

به باغ رویاها چو گلت بویم

در آب و آیینه چو مهت جویم

تو ای پری کجایی


در این شب یلدا ز پی‌ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجایی


مه و ستاره درد من می‌دانند

که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


تصنیف: "تو ای پری کجایی"

خواننده: زنده‌یاد استاد حسین قوامی

آهنگساز: امیر همایون خرّم

شعر از: هوشنگ ابتهاج

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/02ساعت 1:33  توسط حمید  | 


 

مشاهده عکس اصلی

 

گُفتُمش آهای ماه پیشانو! گُفت جونِ جونُم

جونِ جونُم آخ، جونِ جونُم


گُفتُمش بگو غنچه گل کو؟ گُفتش لبونُم

جونِ جونُم آخ، جونِ جونُم


گُفتُمش چرا ماه پیشانو نامهربونی؟

گُفت می‌خوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی


گُفتُمش فدای غمزه گردُم

دل خوشُم که تورو نومزد کردُم


پیش پات می‌شینُم دو زانو

آخ، ماه پیشانو جان ماه پیشانو


گُفتُمش چرا ماه پیشانو جان تو بلایی؟

جونِ جونُم آخ جونِ جونُم


گُفت بلا نگو خرمن گیسوم هست طلایی

جونِ جونُم آخ جونِ جونُم


گُفتُمش برات خونه می‌سازُم از خشت و گل

گُفت اگه دوستُم داری جام بده تو خونه‌ی دل


گُفتُمش فدای غمزه گردُم

دل خوشُم که تورو نومزد کردُم


پیش پات می‌شینُم دو زانو

آخ، ماه پیشانو جان ماه پیشانو


گُفتُمش بیا ماه پیشانو پیمون ببندیم

جونِ جونُم آخ جونِ جونُم


گُفت باشه ولی قول بده که دایم بخندیم

جونِ جونُم آخ جونِ جونُم


گُفتُمش دروغ می‌گی ماه پیشانو تو مستی

گُفت که باور کن با تو می‌مونم تا تو هستی


گُفتُمش فدای غمزه گردُم

دل خوشُم که تورو نومزد کردُم


پیش پات می‌شینُم دو زانو

آخ، ماه پیشانو جان ماه پیشانو


ماه پیشانو

با صدای بانو "دریا دادور"

دانلود


پ.ن1: با تشکر فراوان از دوست خوبم، میترا خانومِ گل  که کارهای «دریا دادور» رو برام فرستاد، ایشالا قسمت بشه تو عروسیش جبران کنم.
پ.ن2: با سپاسِ فراوان از مادر مهربون میترا که دی‌وی‌دی‌ها رو برام آورد.
پ.ن3: برای جلوگیری از برافروخته شدن حس حسادت بعضی ها!! بیخود و بی جهت از دوست خوبم «فضول» هم تشکر می‌کنم و از اونجایی که شاید قسمت نشه که تو عروسیش جبران کنم، ایشالا عروسی دخترش جبران می‌کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/30ساعت 14:53  توسط حمید  | 


 

 

گفتی بمان، می‌خواستم، اما نمی‌شد

گفتی بخوان، بغض گلویم وا نمی‌شد


گفتم که می ترسم من از سِحر نگاهت

گفتی نترس ای خوبِ من، اما نمی‌شد


می‌خواستم ناگفته‌هایم را بگویم

یا بغض می‌آمد سراغم یا نمی‌شد


گفتی که تا فردا خداحافظ، ولی آه

آن شب نمی‌دانم چرا فردا نمی‌شد...


با صدای عبدالرسول کارگشا

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 3:2  توسط حمید  | 


بی تردید درگذشت مایکل جکسون (سلطان موسیقی پاپ) در ۵۰ سالگی برای دوستداران موسیقی رخدادی غیرمنتظره و غیر قابل باور بود؛ اتفاقی که بازتاب آن در ایران -با وجود طرفداران زیادی که این خواننده‌ی بزرگ داشته و دارد- تحت تاثیر مسایل اخیر کشورمان قرار گرفت و پس از گذشت یک هفته افراد زیادی هستند که از درگذشت این خواننده و موسیقیدان شهیر بی خبرند.

با اینکه سال‌هاست موسیقی سنتی و اصیل ایرانی را برای اوقات تنهایی‌ام برگزیده‌ام اما نمی‌توانم سال‌های نه چندان دوری که با موسیقی مایکل جکسون خو گرفته بودم و تماشای موزیک‌ویدیوهای این هنرمند بخش عمده‌ای از زمانم را به خود اختصاص داده بود را فراموش کنم.

موزیک ویدیوهایی مثل:

...,Smooth Criminal, Beat It, Billie Jean, Thriller, Heal The World, You are not alone

و ده‌ها آهنگ و شوی دیگر که تماشای چندین و چند باره‌ی آن‌ها را تجربه کردم.

علاقه‌ی قبلی و قلبی‌ام به مایکل جکسون باعث شد پست امروز را به یکی از آهنگ‌های زیبای این هنرمند فقید -که شخصاً آن را خیلی دوست ‌دارم- اختصاص دهم.

GOD BLESS HIS SOUL

Another day has gone
I'm still all alone
How could this be
When you're not here with me
You never said goodbye
Someone tell me why
Did you have to go
And leave my world so cold
Everyday I sit and ask myself
?How did love slip away
:Something whispers in my ear and says

That you are not alone
I am here with you
Though you're far away
I am here to stay
You are not alone
I am here with you
Though we're far apart
You're always in my heart
But you are not alone

'Lone, 'lone
Why, 'lone

Just the other night
I thought I heard you cry
Asking me to come
And I hold you in my arms
I can hear your prayers
Your burdens I will bear
But first I need your hand
Then forever can began
Everyday I sit and ask myself
?How did love slip away
:Something whispers in my ear and says

That you are not alone
I am here with you
Though you're far away
I am here to stay
You are not alone
I am here with you
Though we're far apart
You're always in my heart
But you are not alone

Whisper three words and I'll come running
And girl you know that I'll be there, I'll be there

You are not alone
For I am here with you
Though you're far away
I am here to stay
For you are not alone
For I am here with you
Though we're far apart
You're always in my heart

For you are not alone
For I am here with you
Though you're far away
I am here to stay
For you are not alone
For I am here with you
Though we're far apart
You're always in my heart


"You Are Not Alone"
By: Michael Jackson
From the album: HIStory - Past, Present and Future, Book 1

DOWNLOAD 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 1:31  توسط حمید  | 


 

 

1

یه شبِ مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

کوچه به کوچه

باغِ انگوری

باغِ آلوچه

دره به دره

صحرا به صحرا

اون جا که شبا

پُشتِ بیشه‌ها

یه پری میاد

ترسون و لرزون

پاشو می‌ذاره

تو آبِ چشمه

شونه می‌کنه

مویِ پریشون...
 
 
۲

یه شبِ مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

تَه اون دره

اون جا که شبا

یکه و تنها

تک‌درختِ بید

شاد و پُرامید

می‌کنه به ناز

دسشو دراز

که یه ستاره

بچکه مثِ

یه چیکه بارون

به جایِ میوه‌ش

نوکِ یه شاخه‌ش

بشه آویزون...
 
۳

یه شبِ مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

از توی زندون

مثِ شب‌پره

با خودش بیرون،

می‌بره اون جا

که شبِ سیا

تا دَم سحر

شهیدایِ شهر

با فانوسِ خون

جار می‌کشن

تو خیابونا

سرِ میدونا:

«عمو یادگار!

مردِ کینه‌دار!

مستی یا هشیار

خوابی یا بیدار؟»

* * *

مستیم و هشیار

شهیدایِ شهر!

خوابیم و بیدار

شهیدایِ شهر!

آخرش یه شب

ماه میاد بیرون،

از سرِ اون کوه

بالایِ دره

رویِ این میدون

رد می‌شه خندون

 
یه شب ماه میاد

یه شب ماه میاد...


شعر «شبانه» از احمد شاملو

از مجموعه‌ی «هوای تازه»

با صدای زنده‌یاد: فرهاد مهراد

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 23:48  توسط حمید  | 


 

 

آن دم که مرا می زده در خاک سپارید

زیر کفنم خمره‌ای از باده گذارید


تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه‌ی انگور بکارید


آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات


هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده‌ی صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی


جز ساغر و پیمانه و ساقی نشناسم

بر پایه‌ی پیمانه و شادی‌ست اساسم


گر همچو «همای» از عطش عشق بسوزم

از آتش دوزخ نهراسم، نهراسم


آن دم که مرا می زده در خاک سپارید

زیر کفنم خمره‌ای از باده گذارید


تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه‌ی انگور بکارید


ملاقات با دوزخیان

با صدای همای

دانلود

اعضای گروه:

خواننده و نوازنده کوزه و سرپرست: همای - دف و کوبه‌ای: اسفندیار شاهمیر - تار: رهام سبحانی سنتور: محمود نوذری -نی: پارسا احتشامی - رباب: حامد عرب ناجی - تمبک: ارژنگ فرامرزی - کمانچه: علیرضا مهدی‌زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 19:28  توسط حمید  | 


 

 

ارغوان! شاخه‌ی هم‌خون جدا مانده‌ی من!

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی‌ست هوا؟

یا گرفته‌ست هنوز؟


من در این گوشه که از دنیا بیرون است،

آفتابی به سرم نیست.

از بهاران خبرم نیست.

آنچه می‌بینم دیوار است.

آه، این سختِ سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو برمی‌کشم از سینه نفس

نفسم را برمی‌گرداند.

ره چنان بسته که پروازِ نگه

در همین یک قدمی می‌ماند.


کورسویی ز چراغی رنجور

قصّه‌پرداز شبِ ظلمانی‌ست.

نفسم می‌گیرد

که هوا هم اینجا زندانی‌ست.


هر چه با من اینجاست

رنگِ رُخ باخته است.

آفتابی هرگز

گوشه‌ی چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است.


اندر این گوشه‌ی خاموش فراموش شده،

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده،

یادِ رنگینی در خاطرِ من

گریه می‌انگیزد:

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می‌گرید

چون دل من که چنین خون‌آلود

هر دم از دیده فرو می‌ریزد


ارغوان!

این چه رازی است که هر بار بهار

با عزای دل ما می‌آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می‌افزاید؟


ارغوان! پنجه‌ی خونین زمین!

دامنِ صبح بگیر

وز سواران خرامنده‌ی خورشید بپرس

کی بر این درّه‌ی غم می‌گذرند؟


ارغوان! خوشه‌ی خون!

بامدادان که کبوترها

بر لبِ پنجره‌ی باز سحر غلغله می‌آغازند،

جانِ گل‌رنگ مرا

بر سر دست بگیر،

به تماشاگهِ پرواز ببر.

آه، بشتاب که هم‌پروازان

نگرانِ غمِ هم‌پروازند.


ارغوان! بیرقِ گلگونِ بهار!

تو برافراشته باش

شعرِ خون‌بارِ منی

یاد رنگینِ رفیقانم را

بر زبان داشته باش.


تو بخوان نغمه‌ی ناخوانده‌ی من

ارغوان! شاخه‌ی هم‌خون جدا مانده‌ی من!


دکلمه‌ی شعر ارغوان

با صدای هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)

تار: استاد محمدرضا لطفی

تنبک: محمد قوی‌حلم

از کنسرت: بال در بال

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/14ساعت 2:27  توسط حمید  | 


 

 

دامن‌کشان

ساقی می‌خواران

از کنار یاران

مست و گیسوافشان

می‌گریزد


بر جام می

از شرنگ دوری

مرهم مهجوری

چون شرابی جوشان

می بریزد


دارم قلبی لرزان

ز رهش دیده شد نگران

ساقی می‌خواران

از کنار یاران

مست و گیشوافشان

می‌گریزد


ترانه‌ی فولکوریک ساری گلین (به زبان‌های آذری، ارمنی و فارسی)

با هنرمندی:

حسین علیزاده - ژیوان گاسپاریان

از آلبوم: به تماشای آب‌های سپید

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت 22:34  توسط حمید  | 


 

 

استاد سید جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه روشن‌اندیشی بود که به سيد انارى شهرت داشت. وی فرزندش را نيز غالباً به مجالس وعظ و روضه‌خوانى خود مى‌برد تا با شيوه‌ی آوازخوانى مذهبى آشنا شود. بديع المتکلمين با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز، مؤذنی، روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسيقى رديف سنتى و گوشه‌هاى بی‌شمار آن را از پدر و نيز از دایى خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نيز از واعظان خوش صداى زمان خود بود، فرا گرفت.
او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد.
استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی، در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ما به شمار می‌آید. در سال ۱۳۰۴ که کمپانى انگلیسی صفحه‌پُرکنى «هيز مسترزويس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبه‌ى خود را در تهران گشود، بدیع زاده به عنوان نخستين خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنيف از ساخته‌هاى خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بديع زاده ۲۴ تصنيف ساخت که همه روى صفحه ضبط شده است. او در سال‌هاى بعد در سفرهایى به حلب و بيروت و برلين و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ‌هاى خود افزوده است.
از ميان آفريده‌هاى معروف او مى‌توان از سرود «ايران، کشور داريوش» و ترانه هاى جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هديه‌ى خاک، گل پرپر و «خزان عشق» ياد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبه‌ى خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پيوند با متنى عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده است.
استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیأت ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزه‌ى موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.
جواد بديع زاده، سرانجام در روز دهم دى ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگى، بر اثر دومين سکته مغزى، در تهران چشم از جهان فرو بست. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همه‌ى آنها از درخشان‌ترین آثار موسیقایی است.

در ادامه مى‌توانید ۲ تصنیف از تصنیف‌های معروف استاد بدیع زاده را دانلود کنید.

(برگرفته از دانش‌نامه ویکی پدیا)


از آتش عشق هر که افروخته نیست

با او سر سوزنی دلم دوخته نیست

گر سوخته دل نه‌ای ز ما دور که ما

آتش به دلی زنیم کو سوخته نیست

«امیر خسرو دهلوی»

***

شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو

وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی

 

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود

عشق و وفاداری با تو چه دارد سود؟

آفت خرمن مهر و وفایی

نوگل گلشن جور و جفایی

از دل سنگت آه

 

دلم از غم خونین است

روش بختم این است

از جام غم مستم

دشمن می‌پرستم

تا هستم


تو و مست از می به چمن

چون گل خندان از مستی بر گریه‌ی من

با دگران در گلشن نوشی می

من ز فراقت ناله کنم تا کی؟


تو و می چون لاله کشیدن‌ها

من و چون گل جامه دریدن‌ها

ز رقیبان خواری دیدن‌ها

دلم از غم خون کردی

چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی


برو ای از مهر و وفا عاری

برو ای عاری ز وفاداری

بشکستی چون زلفت عهد مرا

 

دریغ و درد از عمرم

که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند؟

جفا به عاشق تا کی؟

 

نمی‌کنی ای گل یک دم یادم

که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بی تو بود

از غم خون دل من

آه از دل تو


گر چه ز محنت خوارم کردی

با غم و حسرت یارم کردی

مهر تو دارم باز

بکن ای گل با من

هر چه توانی ناز

کز عشقت می‌سوزم باز


تصنیف «خزان عشق» (همایون)

شعر از رهی معیری

با صدای استاد بدیع زاده

دانلود


از قند و شکر ساخته‌ام جوجه خروس

باباجان یکی یه پول خروس

ماماجان یکی یه پول خروس

آقايان یکی یه پول خروس


به‌به، به‌به، به‌به

به‌به چه خروسی

چه قشنگ است و ملوس

باباجان یکی یه پول خروس

آقایان یکی یه پول خروس

ماماجان یکی یه پول خروس


آفتابه لگن گلاب شکر آوردم

آقايون صنعت کردم

باباجون خدمت کردم

بر فرق عروسک زده‌ام پر طاووس

باباجان یکی یه پول خروس

آقایان یکی یه پول خروس

ماماجان یکی یه پول خروس


وق‌وق صاحاب و النگو و نی لبکه

ای بچه‌ی لجوج

ای عجوج مجوج

ديگر مخور از گرانی مرغ افسوس

باباجان یکی یه پول خروس

آقایان یکی یه پول خروس

ماماجان یکی یه پول خروس


از این و از اون هرچه سماور بخرم

کوچولو سماورم دارم

بی آتیش جوشش میارم

کز صنعت من مات شود کل نفوس

باباجان یکی یه پول خروس

آقایان یکی یه پول خروس

ماماجان یکی یه پول خروس


 تصنیف «یکی یه پول خروس» (ماهور)

شعر از غلامرضا روحانی

آهنگ از اسماعیل مهرتاش

با صدای استاد بدیع زاده

دانلود

پ.ن: گفته می شود که این تصنیف را استاد بدیع زاده پس از گرانی مرغ و در اعتراض به آن خوانده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 21:21  توسط حمید  | 


 

 

شب سردی است، و من افسرده.

راه دوری است، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

 

                     می‌کنم، تنها، از جاده عبور:

                     دور ماندند ز من آدم‌ها.

                     سایه‌ای از سر دیوار گذشت،

                     غمی افزود مرا بر غم‌ها.

 

                                          فکر تاریکی و این ویرانی

                                          بی خبر آمد تا با دل من

                                          قصه‌ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ بر آرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

 

                     خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟

                     قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟

                     صخره‌ای کو که بدان آویزم؟

 

                                          مثل این است که شب نمناک است.

                                          دیگران را هم غم هست به دل،

                                          غم من، لیک، غمی غمناک است...


سپید و سیاه

کاری از: علی کهن دیری

با صدای محمد اصفهانی (از آلبوم فاصله)

شعر «غمی غمناک»

سهراب سپهری (از کتاب مرگِ رنگ)

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 1:54  توسط حمید  | 


 

 

رفت عمرم در سرِ سودای دل

وز غم دل نیستم پروای دل


دل به قصد جان من برخاسته

من نشسته تا چه باشد رای دل


دل ز حلقه‌ی دین گریزد زانک هست

حلقه‌ی زلفین خوبان جای دل


گرد او گردم که دل را گرد کرد

کو رسد فریادم از غوغای دل


خواب شب بر چشم خود کردم حرام

تا ببینم صبحدم سیمای دل


قد من همچون کمان شد از رکوع

تا ببینم قامت و بالای دل


آن جهان یک تابش از خورشید دل

وین جهان یک قطره از دریای دل


لب ببند ایرا به گردون می‌رسد

بی‌زبان هیهای دل هیهای دل


هیهای دل (دشتی)

موسیقی: تهمورث پورناظری

شعر: حضرت مولانا

با صدای: حمیدرضا نوربخش

از آلبوم: پنهان چو دل (کاری از گروه شمس)

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 2:26  توسط حمید  | 


 

 

دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن

فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن

فایده نداره، نداره


چرا این در و اون در می‌زنی ای دل غافل؟

دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره


وقتی ای دل

به گیسوی پریشون می‌رسی خودتو نگه دار


وقتی ای دل

به چشمون غزلخون می‌رسی خودتو نگه دار


دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن

فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن

فایده نداره، نداره


ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر می‌شی و خبر نداری


وقتی ای دل

به گیسوی پریشون می‌رسی خودتو نگه دار


وقتی ای دل

به چشمون غزلخون می‌رسی خودتو نگه دار


دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن

فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن

فایده نداره، نداره


عاشق شدن فایده نداره

با صدای کورس سرهنگ‌زاده

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05ساعت 1:51  توسط حمید  | 


 

به گرد کعبه می‌گردی پریشان

که وی خود را در آنجا کرده پنهان

اگر در کعبه می‌گردد نمایان

                           پس بگرد تا بگردیم


در اینجا باده می‌نوشی

در آنجا خرقه می‌پوشی

                           چرا بیهوده می‌کوشی؟


در اینجا مردم آزاری

در آنجا از گنه عاری

                           نمی‌دانم چه پنداری؟


در اینجا همدم و همسایه‌ات در رنج و بیماری

تو آنجا در پی یاری

چه پنداری؟ کجا وی از تو می‌خواهد چنین کاری؟


چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی‌داند؟

چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی‌داند؟

چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سُفتن نمی‌داند؟


به دنبال چه می‌گردی که حیرانی؟

خِرَد گم کرده‌ای شاید نمی‌دانی!


هُمای از جانِ خود سیری

که خاموشی نمی‌گیری

لبت را چون لبان فرّخی دوزند

تورا در آتشِ اندیشه‌ات سوزند

هزاران فتنه انگیزند

                           تورا بر سردرِ میخانه آویزند


«به گرد کعبه می‌گردی...»

شعر، آهنگ و تنظیم از: هُمای

ملاقات با دوزخیان (کنسرت گروه مستان)

دانلود

 


پ.ن: با تشکر از دوست خوبم طاهره که سی‌دی‌های گروه مستان رو در اختیار بنده گذاشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/14ساعت 19:55  توسط حمید  | 


 

من باهارم تو زمین

من زمینم تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه

میون جنگلا تاقم می‎كنه


تو بزرگی مث شب

اگه مهتاب باشه یا نه

                    تو بزرگی

                          مث شب


خود مهتابی تو اصلاً، خود مهتابی تو

تازه، وقتی بره مهتاب و هنوز

شب تنها

باید

راه دوری رو بره تا دم دروازه‎ی روزـ

مث شب گود و بزرگی

مث شب


تازه، روزم كه بیاد

تو تمیزی

مث شبنم

مث صبح


تو مث مخمل ابری

مث بوی علفی

مث اون ململ مه نازكی؛

اون ململ مه

كه رو عطر علفا، مثل بلاتكلیفی

هاج و واج مونده مردد

میون موندن و رفتن

میون مرگ و حیات


مث برفایی تو

تازه آبم كه بشن برفا و عریون بشه كوه

مث اون قلّه‎ی مغرور و بلندی

كه به ابرای سیاهی و به بادای بدی می‎خندی…


من باهارم تو زمین

من زمینم تو درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه

میون جنگلا تاقم می‎كنه


شعر از احمد شاملو

با صدای خشایار اعتمادی

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 10:45  توسط حمید  | 


 

 

در من این شور مستی خدایی‌ست

مستی‌ام از شراب شما نیست
 

از نگاهی چنین مست مستم

گر تو مستم بگیری روا نیست

 
راه، تاریکِ تاریک، میخانه بسته

من، تنهای تنها، غمگین شکسته


از نگاه تابانش گر چه دورم امشب

جام جانم از عشق او بود لبالب


دانم این شب غم بی سحر نماند


تا رسم به شور مستی

دیده بسته‌ام به راهش


تابد از نگاه گرمش

شور و مستی خدایی


تصنیف شور مستی

آهنگساز: زنده یاد روح الله خالقی

با صدای: کاوه دیلمی

تنظیم: گلنوش خالقی

شعر از: فریدون مشیری

از آلبوم: می ناب

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 5:55  توسط حمید  | 


 

 

دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر

از غصّه می‌میرم مرا مگذار و مگذر


با پای از ره مانده در این دشت تب‌دار

ای وای می‌میرم مرا مگذار و مگذر


سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ

دل بر نمی‌گیرم مرا مگذار و مگذر


بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست

بی‌جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر


با شهپر اندیشه دنیا گردم اما

در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر


آشفته‌تر ز آشفتگان روزگارم

از غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذر


                    مگذار و مگذر (تصنیف دشتی)

آهنگ: کیخسرو پورناظری          تنظیم: تهمورث پورناظری

شعر: یدالله عاطفی                  با صدای: حمیدرضا نوربخش

                       از آلبوم: «پنهان چو دل»

                                   دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 3:19  توسط حمید  | 


 

از واقعه‌ای تورا خبر خواهم کرد

وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد


با عشق تو در خاک نهان خواهم شد

با مهر تو سر ز خاک برخواهم کرد


«ابوسعید ابوالخیر»

دانلود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/03ساعت 22:20  توسط حمید  | 


 

عاشقی محنت بسیار کشید

تا لب دجله به معشوقه رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دل‌سوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب

نوگلی چون گل رویش شاداب

گفت به‌به چه گل رعنایی است

لایق دست چو من زیبایی است

حیف از این گل که برد آب او را

کند از منظره نایاب او را

زاین سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهی از شست

خوانده بود این مثل آن مایه‌ی ناز

که نکویی کن و در آب انداز

خواست کازاد کند از بندش

اسم گل برد و در آب افکندش

گفت رو تا که ز هجرم برهی

نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیکی خاصت کردم

از غم خویش خلاصت کردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط

دل به دریا زد افتاد به شط

دید آبی است فراوان و درست

به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پایی زد و گل را بربود

سوی دل‌دارش پرتاب نمود

گفت کای آفت جان سنبل تو

ما که رفتیم، بگیر این گل تو!

بکنش زیب سر، ای دلبر من

یاد آبی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن

عاشق خویش فراموش مکن


خود ندانست مگر عاشق ما

که ز خوبان نتوان خواست وفا

عاشقان را همه گر آب برد

خوب‌رویان همه را خواب برد


تصنیف «عاشقی محنت بسیار کشید» (همایون)

شعر از ایرج میرزا

آهنگ از استاد محمدرضا لطفی

با صدای بانو هنگامه اخوان

از آلبوم چاووش (۵)

دانلود 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 22:19  توسط حمید  | 


 

 

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

از عشق تو جاودان ماند ترانه‌ی من

با یاد تو زنده ام، عشقت بهانه‌ی من

پیدا شو چو ماه نو، گاهی به خانه‌ی من

تا ریزد گل از رُخت در آشیانه‌ی من

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

 

آهم را می شنیدی به حال زارم می رسیدی

نازت را می خریدم تو ناز من را می کشیدی

به خدا که تو از نظرم نروی

چو روم ز برت ز برم نروی

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم

 

اگر مراد ما برآید چه شود؟

شب فراق ما سرآید چه شود؟

به خدا کس ز حال من خبر نشد

که به جز غم نصیبم از سفر نشد

نروی یک نفس ز پیش چشم من

که به چشمم به جز تو جلوه‌گر نشد

رفتم و بار سفر بستم

با تو هستم هرکجا هستم


تصنیف «رفتم»

شعر از نواب صفا

آهنگ از زندهیاد علی تجویدی

با صدای هایده

از آلبوم «بلبلی که خاموش شد»

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت 22:43  توسط حمید  | 


 

 

فلک را جور بی اندازه گشته است

جهان را رسم و آیین تازه گشته است


هزار امروز هم آواز زاغ است

گل از بی رو نقی ها خار باغ است


نه خندان غنچه نه سرو از غم آزاد

نه گل خرم نه بلبل خاطرش شاد


غم دیرینه گر در سینه داری

چه غم گر باده دیرینه داری


دو چیز اندُه برد از خاطر تنگ

نی خوش نغمه و مرغ خوش آهنگ


فلک را عادت دیرینه این است

که با آزادگان دایم به کین است


تصنیف «فلک» (داد و بیداد)

شعر از: میرزا نصیر اصفهانی

کاری از گروه هم آوایان

آهنگ از حسین علیزاده

دانلود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/19ساعت 23:32  توسط حمید  | 


 

 

دل به غم سپرده ام در عبور سال ها

زخمی از زمانه و خسته از خیال ها


چون حکایتی مگو، رفته ام ز یادها

بر گ بی درختم و در مسیر بادها


نه صدایی، نه سکوتی، نه درنگی، نه نگاهی

نه تو را مانده امیدی، نه مرا مانده پناهی


نیش ها و نوش ها چشیده ام

بس روا و ناروا شنیده ام


هر چه داغ را به دل سپرده ام

هر چه درد را به جان خریده ام

در مسیر بادها


هر چه داغ را به دل سپرده ام

هر چه درد را به جان خریده ام

در عبور سال ها


تصنیف «در مسیر بادها» (تیتراژ پایانی سریال پریدخت)

آهنگ از: آریا عظیمی نژاد

شعر از: اهورا ایمان

با صدای سالار عقیلی

از آلبوم: دریای بی پایان

دانلود 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت 17:49  توسط حمید  | 


 

آن که دلم را، برده خدایا، زندگی‌ام را، کرده تبه کو؟

همنفسم کو؟ آن که نگاهش، روز من از غم، کرده سیه کو؟


بی خبر ماندی ز حالم، زآن چه آمد بر سر من

عاقبت توفان عشقت، می برد خاکستر من


شعله‌‌ی عشق تو از بس، در دلم بالا گرفته

سینه مالامال آتش، غم وجودم را گرفته


هر زمان آید به یادم، دیده‌ی مست تو

گریم از بخت بد خود، نالم از دست تو


رُخت سحر نو دمیده‌ی من، فروغ رخت نور دیده‌ی من

برخیز و بیا، ای امید دلم، شام من سپری کن


تویی که به دل نقش غم زده ای، چو غنچه گره بر دلم زده ای

بر خسته دلان چون نسیم سحر، یک نفس گذری کن


هر کجا گذری، زیر پا نظری کن


***

تصنیف «بی خبر ماندی» (چهارگاه)

آهنگ از: زنده یاد پرویز یاحقی

شعر از: بیژن ترقی

با صدای: مهستی

دانلود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 16:38  توسط حمید  | 


دوست بزرگوارم آقای رزمجویی، آخرین مطلب از وب سایت خود (سرای مهر) را به معرفی آلبوم «سادگی» آخرین اثر بانو پریسا، خواننده ی خوب موسیقی سنتی کشورمان -که متأسفانه بعد از انقلاب فعالیت ایشان خیلی کم شده- اختصاص داده است.
از آنجایی که وب سایت رسمی خانم پریسا در داخل کشور فیلتر شده، تصمیم گرفتم این پست را به این خواننده ی عزیز -که صدایش را بسیار دوست می دارم- اختصاص دهم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/03ساعت 1:47  توسط حمید  | 


 

لیلی لیلی لیلی

می دیل تنگ آبو خیلی...

***

مَشتِ گُل مار! مشتِ گُل مار! مشتِ گُل مار!

دِکّم بُکُن کار، کم بُکُن کار، وَستَ کُن مار


کلّاج درختَ سر کُنه قار قار، قار قار

آی مشتِ گُل مار، خبردار، خبردار یار


او پُشتِ جیرجیرکَ بومو میرزالو

دََکَف تی مُرغانَ خومو میرزالو


به جار سَرانَ فودورِ وای وای، وای وای

تی اُردکانَ بوبوره وای وای، وای وای


مَشتِ گُل مار! مشتِ گُل مار! مشتِ گُل مار!

دِکّم بُکُن کار، کم بُکُن کار، وَستَ کُن مار


الهی دارم خدا تورا اُوسانَ میرزالو! میرزالو!

تی داغ تی مارِ دلِ سَر بمانه میرزالو! میرزالو!


می نَرَه اُردکا بخوردی پارسالَ دم نزم

کولوشکنه تی مَرَ ببردی پارسالَ دم نزم


آی آجّورسگی ویچی بَکَشته

می جان چی خایی؟ کلّه بَتَشته


وَلولَ گوش، میرزالو؛ ولد چموش میرزالو

آدمِ شر میرزالو، میرزالو، میرزالو


مردم آزار، مردم آزار، مردم آزار


ترانه ی گیلکی «مَشتِ گُل مار»

با صدای هُمای

کاری از: گروه مستان

دانلود

 


پ.ن ۱:

از اونجایی که ترجمه ی این شعر خیلی خوب از آب در نمی اومد، به ناچار فقط معنی بعضی از کلمات رو براتون می نویسم:

مَشتِ گُل مار = مادرِ گلم

وَستَ کُن = بس کن

دََکَف = افتاد به جونِ...

خومو = خودم، ... ِ من

اوسان = بگیره

کولوشکن = مرغ کُرچ

ویچی بَکَشته = هیچ کاری نکرده، هیچی ندار

کلّه بَتَشته = کچل

 

پ.ن ۲:

معانی فوق توسط همکارم «هادی کوچکی» (که ادعا می کند یک گیلکی اصیل است) ارائه شده و صحت و سُقم و اشتباه تایپی یا معنایی در کلمات بالا بر عهده ی ایشان می باشد! ضمن اینکه در هر صورت باید به خاطر کمک این دوست خوب، از ایشان تشکر کنم. در صورتیکه گیلکی بلد هستید، از کمک شما برای تصحیح موارد فوق شدیداً استقبال می شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 21:50  توسط حمید  | 


به درخواست دوستان، تصنیف «سوگند» اثری از ویگن رو برای این پست انتخاب کردم. هرچند که این آهنگ رو در وبلاگ قبلیم یک بار نوشتم، ولی به نظر میاد لینک آهنگ خراب شده؛ ضمن اینکه شنیدن مجدد این آهنگِ زیبا خالی از لطف نیست.

پ.ن: این آهنگ، سرود ملی ما و دوستانمون در طالقان بود. زمانی که می رفتیم سفر، این آهنگ رو از روی صفحه، بارها و بارها گوش می دادیم، و الان با شنیدن این آهنگ خاطرات چندین و چند بار سفر به طالقان و یاد و خاطره­ی همه دوستان جلوی چشام رژه میره و جای پای نمناکی از اشک، بعد از این رژه روی چشام می مونه...

یادش به خیر!

 

یاد باد، آن روزگاران یاد باد!

 

از راست به چپ:

شیده، رضا، سوده، آرزو، علی، فرزاد، خودم، عرفان، ایمان، فی و شاهین

(هم رنگ ها زن و شوهر هستند و بقیه هم در آن زمان مجرد بوده اند، بیشتر از این هم فضولی نفرمایید!!)

 


 

 

 

بر تو و آن خاطر آسوده سوگند

بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند

بر آن لبخند جادویی، بر آن سیمای روشن

کز چشمان تو افتاده، آتش بر هستی من

 

عمریست هر شب در رهگذارت

ماندم چشم انتظارت

شاید یک شب بیایی

دردا تنهای تنها

بگذشته بی تو شب ها

در حسرت و جدایی

 

عاشقی گم کرده ره، بی آشیانم

مانده بر جا آتشی از کاروانم

زین پس محزون و خاموشم

عشقت خاکسترم کرد

در دست باد پاییزی

نشکفته پرپرم کرد

 

عمریست هر شب در رهگذارت

ماندم چشم انتظارت

شاید یک شب بیایی

دردا تنهای تنها

بگذشته بی تو شب ها

در حسرت و جدایی

 

زین پس محزون و خاموشم

عشقت خاکسترم کرد

در دست باد پاییزی

نشکفته پرپرم کرد

نشکفته پرپرم کرد...

 


تصنیف سوگند

با صدای زنده یاد: ویگن

دانلود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 23:18  توسط حمید  | 


 

استاد شجریان در مراسم یادبود ایرج بسطامی

 

گلپونه های وحشی دشت امیدم! وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها

گلپونه های وحشی دشت امیدم! وقت جدایی ها گذشته
باران اشکم روی گور دل چکیده
بر خاک سرد و تیره ای پاشیده شبنم
من دیده بر راه شما دارم که شاید
سر بر کشید از خاک های تیره­ی غم

من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه­ها! گلپونه ها! چشم انتظارم
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم

گلپونه ها! گلپونه ها! غم ها مرا کشت
گلپونه ها! آزار آدم ها مرا کشت
گلپونه ها! گلپونه ها! نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها! بی همزبانی آتشم زد

گلپونه ها! در باده ها مستی نمانده
جز اشک غم در ساغر هستی نمانده
گلپونه ها! دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شب ها به جز فریاد من نیست

گلپونه ها! آن ساغر بشکسته ام من
گلپونه ها! از زندگانی خسته ام من
دیگر بس است آخر جدایی ها خدا را
سر برکشید از خاک های تیره­ی غم

گلپونه ها! گلپونه ها! من بی قرارم
ای قصه گویان وفا چشم انتظارم
آه ای پرستو های ره گم کرده­ی دشت
سوی دیار آشنایی ها بکوچید
با من بمانید با من بخوانید

شاید که هستی را ز سر گیرم دوباره
آن شور و مستی را زسر گیرم دوباره

 


گلپونه ها

با صدای زنده یاد: ایرج بسطامی

از آلبوم: رقص آشفته

شعر از: هما میرافشار

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 13:49  توسط حمید  | 


 

برای نمایش تصویر در اندازه ی بزرگ روی عکس کلیک کنید. 

 

زرد و سرخ و ارغوانی، برگ درختان پاییز

 

می ریزند بر زمین، آرزوهای ما نیز

 

 

درختان پاییز در خون غنودند

 

سرودی به یادِ بهاران سرودند

 

 

ریخت ز چشمِ شاخه­ها، خون دل زمین چو برگ

 

از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ

 

 

ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد

 

آه بهار آرزو، بر سر ما گذر نکرد

 

 

توشه­ای از بهاران ندارم، یادگاری ز یاران ندارم

 

گرد خاموشی و خستگی، روی قلبم نشسته

 

 

همچو خزان خموش و زرد، در ره تو نشسته­ام

 

تا تو مگر قدم نهی باز به چشم خسته­ام

 

 


 

شعر و آهنگ: امیرحسین سام

 

آواز: اشکان کمانگری

 

دانلود

 

 


 

پ.ن:

 

با تشکر از خاله روجای عزیز که این سی دی رو بدون اجازه از کمدش «گرفتم»*!!!!

 

ارغوانی باشی!

 

(*توضیح: در بعضی از گویش های شمالی، به اشتباه!!! به «برداشتن»، میگن «گرفتن».)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 22:6  توسط حمید  | 


 

 

اشک من! خودتو نگه دار

نیا پایین، منو رسوا می کنی

آخه غم! تو میون جمعی

چرا تنها منو پیدا می کنی؟


می شکنی منو با نگاهی، پیش مردم

آخه ای چشم سیاه

خون قلب منو هر شب، جای باده

توی مینا می کنی


می ریزه رو بالش من

هر شب این اشکای لرزون

بی تو من غمگین و تنها

من پریشون، دل پریشون


مستی ام رو تا سحر

پیمونه ام می بینه و بس

غنچه های اشکمو

دست غمت می چینه و بس

***

تصنیف اشکِ من

با صدای: علی اکبر گلپایگانی (گُلپا)

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 21:51  توسط حمید  | 


 

ای دل ساده بکش درد که حقّت این است

از زمانه بشو دلسرد که حقّت این است


هرچه گفتم مشو عاشق، نشنیدی، حالا

همچو پاییز بشو زرد که حقّت این است


دیدی آخر دمِ مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردمِ نامرد که حقّت این است


آن چه بر عاشقِ دلخسته روا دانستی

فلک آخر سرت آورد که حقّت این است

 

با صدای: همای (کاری از گروه مستان)

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 13:58  توسط حمید  | 


 

 

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم

ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

 

دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا

گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

 

***

تو ای بی وفا، راز دل بشنو از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر

 

تو ای آشنا چشم دل بگشا، حال من بنگر

سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

 

امشب که تو، در کنار منی، غمگسار منی

سایه از سرِ من، تا سپیده مگیر

 

تو ای اشک من خیز و پرده مپوش

پیش چشم ترم، وقتِ دیدن او، راه دیده مگیر

 

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد، خدا داند

شده چون مرغ توفان که جز بی پناهی پناهی ندارد، خدا داند

 

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند

به جز این اشک سوزان، دل ناامیدم گواهی ندارد خدا داند

 

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو

سرم دارد شور جاودانه ی تو

روی دل بود به سوی آستانه ی تو

 

تا آید شب در میان تیرگی ها

گشاید پر روح من به شور و غوغا

رو کند چو مرغ وحشی سوی خانه ی تو

 

***

تصنیف افسانه ی شیرین (بیات اصفهان)

شعر از: بهادر یگانه

آهنگ از: استاد همایون خرم

با صدای: هایده

دانلود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 22:34  توسط حمید  | 


 

می و میخانه مست و می کشان مست

زمین مست و زمان مست آسمان مست

نسیم از حلقه ی زلف تو بگذشت

چمن شد مست و باغ و باغبان مست

 

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت

تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت

 

شد زمین مست                آسمان مست                بلبلان نغمه خوان مست

                             باغ مست و باغبان مست

 

تو زمزمه ی چنگ و عود منی

نغمه ی خفته در تار و پود منی

تو باده و جام و سبوی منی

مایه ی هستی و های و هوی منی

گر چه مست مستم، نه می پرستم

به هر دو جهان مست عشق تو هستم

 

تا من چشم مست تو دیدم

ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم

 

شد زمین مست                آسمان مست                بلبلان نغمه خوان مست

                              باغ مست و باغبان مست

***

تصنیف دشتی "زمین مست، آسمان مست"

با صدای: علی اصغر شاه زیدی

شعر از: بیژن ترقی

آهنگ از: زنده یاد علی تجویدی

دانلود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 2:22  توسط حمید  | 


 

 

شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده ی نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم


آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم

بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزُدودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم

پیش گلها، شاد و شیدا، می خرامید آن قامت موزونت
فتنه ی دوران دیده ی تو، از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم

با صدای: داریوش رفیعی

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/26ساعت 3:29  توسط حمید  | 


 

بسوی تو به شوق روی تو
به طرف کوی تو سپیده دم آیم
مگر تورا جویم

بگو کجایی

 
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
 
ببین چه بی پروا ره تو می پویم

بگو کجایی

 

کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم
به غیرنامت کی نام دگر ببرم

اگر تورا جویم حدیث دل گویم

بگو کجایی

 
بدست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی
یکدم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من

 

تا هستم من اسیر کوی توام به آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم

بگو کجایی

 
بدست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی

 

***

 

با صدای: کورس سرهنگ زاده

دانلود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 22:3  توسط حمید  | 


 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشهء ما

کوه ما سینهء ما، ناخن ما تیشهء ما

 

بهر یک جرعهء می منت ساقی نکشیم

اشک ما بادهء ما، دیدهء ما شیشهء ما

 

ماه من، شاه من

بیا ای تاج سرم

بیا بنشین به برم

 

دل به یار بی وفای خویشتن

دادم و دیدم سزای خویشتن

 

زخم فرهاد و من از یک تیشه بود

او به سر زد من به پای خویشتن

 

هر که ننشیند به جای خویشتن

افتد و بیند سزای خویشتن

***

اگر دل می بری جانا، روا باشد که دلداری

میان دلبران الحق، به دل بردن سزاواری

 

دلا دیشب چه می کردی، تو در کوی حبیب من

الهی خون شوی ای دل، تو هم گشتی رقیب من

 

با صدای بانو پریسا

دانلود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/25ساعت 3:20  توسط حمید  | 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوش خرامان می روی، ای جان جان، بی من مرو

ای حیات دوستان، در بوستان، بی من مرو

 

ای فلک، بی من مگرد و ای قمر بی من متاب

ای زمین، بی من مروی و ای زمان بی من مرو

 

این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است

این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو

 

ای عیان، بی من مدان و ای زبان، بی من مخوان

ای نظر، بی من مبین و ای روان، بی من مرو

 

شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید

من شبم تو ماهِ من، بر آسمان بی من مرو

 

خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل

تو گلی، من خارِ گل، در گُلسِتان بی من مرو

 

در خم چوگانت می تازم چو چشمت با من است

همچنین در من نگر، بی من مران، بی من مرو

 

وای آنکس کو درین ره بی نشان تو رود

چون نشان من تویی، ای بی نشان، بی من مرو

 

وای آن کو اندرین ره می رود بی دانشی

دانش راهم تویی، ای راهدان بی من مرو                             

 

دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق

ای تو بالاتر ز وهم این و آن، بی من مرو

 

«مولانا»

***

مثنوی خوانی

کاری از: گروه هم آوایان

حسین علیزاده، تار،‌ تنبور

محسن کرامتی، افسانه رثایی، هما نیک نام، هم‌خوان

علی صمدپور،‌ هم‌خوان،‌ دمام

داریوش زرگری، تمبک

از کاست: راز نو

 

دانلود

 

(پ.ن: این هم تقدیم به دوست گُله، نازنینه، مهربون خودم: گلنوش کوچولوووی عزیز )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/03ساعت 21:47  توسط حمید  | 


 

یار دبستانی

 

یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی


حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب بد اگه بد، مرده دلای آدماش


دست من و تو باید این، پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو، درد ما رو چاره کنه


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

 

خواننده: جمشید جم

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/15ساعت 23:48  توسط حمید  | 


 

 هايده، از ۲۱ فروردين تا ۳۰ دی

پژمان اکبرزاده

عضو کانون هنرمندان بدون مرز

۳۰ دی ماه امسال، شانزدهمين سالروز درگذشت نابهنگام هايده در سن چهل و هفت سالگی و آن هم در اوج محبوبيت و موفقيت است.  

هايده در سن بيست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعاليت حرفه ای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجويدی که بر روی آخرين سروده رهی معيری ساخته شده بود آغاز کرد.

اجرای اين اثر با ارکستر بزرگ گلها در راديو تهران موجب شهرت هايده شد. وی پس از اجرای چندين اثر ديگر از تجويدی، از نخستين سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بيشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حيدری و انوشيروان روحانی بودند.

ترانه هايی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترين ترانه های هايده در آن دوران است. وی چندی پيش از پيروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعاليت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژيکی که گويای حال ايرانيان از ايران گريخته و حتی ايرانيان مقيم داخل بود هايده را بيش از پيش محبوب ساخت.

موسيقی اين ترانه ها اغلب از فريد زولاند، صادق نجوکی، آندرانيک، محمد حيدری، انوشيروان روحانی و ترانه ها سروده ليلا کسری (هديه)، اردلان سرفراز، بيژن سمندر و ... بود؛ همچنين بايد از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظيم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هايی چون "شانه هايت را برای گريه..."، "ساقی" و "يارب" شد.

از کنسرت های موفق هايده در خارج از ايران می توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ايرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه يو.سی.ال.ای در کاليفرنيا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزيک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.

پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: "تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند..."

بيشتر ترانه های هايده به همت منوچهر بی بيان بنيانگذار و تهيه کننده برنامه های تلويزيون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزيک-ويدئو)در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غيرقانونی توسط يکی از کمپانی های ايرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کيفيتی نه چندان مطلوب انتشار يافت.

هايده در آخرين شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسيسکو همراه با پرويز رحمان پناه (تار)، عبدی يمينی (کيبورد)، سيامک پويان (تمبک) و ... برنامه ای بياد ماندنی اجرا کرد. اين برنامه سه ساعت و نيمه توسط خسرو مترجمی (بنيانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کاليفرنيا) فيلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلايل نامعلوم هنوز انتشار نيافته است.

هايده در آخرين ماه های عمر خود مشغول ضبط يک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسين واثقی بود و در حالی که قراردادی نيز با سعيد ديهمی (نوازنده پيانو) که سابقاً ترانه بياد ماندنی "نامه" را برايش ساخته بود داشت راهی سانفرانسيسکو شد؛ سفری که ديگر بازگشتی نداشت...

هايده در روز بيستم ژانويه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ايرانيان مقيم آمريکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هايده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسيده، ترانه های او در ميان ايرانيان همچنان دوستداران بيشماری دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 یادش گرامی، نوایش ماندگار.

 

***

 

با آنکه همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
با آنکه هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من
در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی، آزاده ام من

***
با آنکه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم که  از  روشندلی  پاکیزه  دامانم  چو  گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من
***

یا رب چو من افتاده ای کو؟
افتاده ی آزاده ای کو؟
تا رفته از جانم برون سودای هستی
آسوده ام آسوده از غوغای هستی
***
گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سر داده ام من
مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من

 

آزاده (سه گاه)

با صدای: هایده

شعر از: رهی معیری

آهنگساز: استاد علی تجویدی

دانلود

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 23:3  توسط حمید  |