دلا از دست تنهايی به جونم
ز آه و نالهی خود در فغونم
شُوان تار از درد جدايی
کره فرياد مغز استخونم
عزيزون از غم و درد جدايی
به چشمونم نمونده روشنايی
گرفتارم به دام غربت و درد
نه يار و همدمی نه آشنايی
غم عشقت بيابان پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن، صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
فلک کی بشنوه آه و فغونم
به هر گردش زنه آتش به جونم
يک عمری بگذرونم با غم و درد
به کام دل نگرده آسمونم
نمیدونم دلم ديوونهی کيست
اسير نرگس مستونهی کيست
نمیدونم دل سرگشتهی مو
کجا میگردد و در خونهی کيست
نصیب کس نمی گرده دل مو
که بسیاره غم بیحاصل مو
کسی بو از غم و دردم خبردار
که داره مشکلی چون مشکل مو
دلی دیرم که بهبودش نمیبو
نصیحت می کِرُم سودش نمیبو
به بادش میدهم نش میبره باد
بر آتش مینهم دودش نمیبو
بود درد مو و درمونم از دوست
بود وصل مو و هجرونم از دوست
اگه قصابم از تن واکره پوست
جدا هرگز نگرده جونم از دوست
مو آن آزردهی بی خانمونم
مو آن محنت نصیب سخت جونم
مو آن سرگشته خارم در بیابون
که هر بادی وزه پیشش دوونم
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا ته بینم
به هرجا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
مو که افسرده حالم چون ننالم؟
شکسته پر و بالم چون ننالم؟
همه گویند فلانی ناله کم کن
ته آیی در خیالم چون ننالم؟
به آهی گنبد خضرا بسوجم
فلک را جمله سر تا پا بسوجم
بسوجم اَر نه کارم را بساجی
چه فرمایی؟ بساجی یا بسوجم؟
ساز و آواز (دشتستانی)
دوبیتی ها از باباطاهر
آهنگساز: استاد پرویز مشکاتیان
از آلبوم: آستان جانان
با صدای: استاد محمدرضا شجریان
