
از بس به تار زلفت، دل ها گرفته منزل
دل را کجا بجویم؟ یک زلف و این همه دل
عزیز دلم، شمع محفلم، آرام دلم
من از تو جدا نمی شم، بیا حبیب دل من
من از تو رضا نمی شم، مرو شمع محفل من
***
از غم عشق تو ای صنم روز و شب ناله ها می کنم من
وز قد و قامتت هر زمان صد قیامت به پا می کنم من
دستُ بر زلف تو می زنم، ای صنم روز خود را سیه می کنم من
گر به فلک می رسد، آه من از غمت، چشم تو دل می برد دلربا یار!
با من شیدا نشین حال نزارم ببین***
بیش از این، بد مکن فتنه به کارم مکن، بی وفا یار
آیین وفا و مهربانی، در شهر شما مگر نباشد حبیبم؟
سر کوی تو تا چند آیُم و شُم؟
ز وصلت بینوا چند آیُم و شُم؟
سر کویت برای دیدن تو
نترسی از خدا، چند آیُم و شُم؟
صبرُ بر جور تو می کنم، ای جانم
عمر خود را تبه می کنم من
روز خود را سیه می کنم من
عمر خود را تبه میکنم من
تصنیف های تار زلف و غم عشق (سه گاه)
اشعار از زنده یاد علی اکبر شیدا و باباطاهر
آهنگ از زنده یاد علی اکبر شیدا
از آلبوم رسوای دل
با صدای استاد محمدرضا شجریان
***پ.ن: این مصرع در اصل «بوسه بده از جبین» بوده که به خاطر مغایرت آن با عفت و عصمت عمومی، باعث توقیف این کاست گردید.
این کاست مجوز انتشار نگرفت تا زمانی که به ذهن استاد رسید که بهتر است از خیر این بوسه ی مسأله دار گذشته و به همان «حال نزارم ببین» بسنده کند!!!
