تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

جان و جهان دوش کجا ‌بوده‌ای

نی غلطم، در دل ما ‌بوده‌ای


دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام

ای که تو سلطان وفا ‌بوده‌ای


آه که من دوش چه سان بوده‌ام

آه که تو دوش که را ‌بوده‌ای


رشک برم کاش قبا بودمی

چونکه در آغوش قبا ‌بوده‌ای


زَهره ندارم که بگویم تورا

بی من بیچاره چرا ‌بوده‌ای؟


یار سبک روح! به وقت گریز

تیزتر از باد صبا ‌بوده‌ای


بی تو مرا رنج و بلا بند کرد

باش که تو بندِ بلا ‌بوده‌ای


رنگِ رُخ خوب تو آخر گواست

در حرم لطف خدا ‌بوده‌ای


رنگ تو داری، که ز رنگ جهان

پاکی، و همرنگ بقا ‌بوده‌ای


آینه‌یی! رنگ تو عکس کسی‌ست

تو ز همه رنگ جدا ‌بوده‌ای


تصنیف «جان جهان»

شعر از مولانا

آهنگ از استاد پرویز مشکاتیان

از آلبوم نوا (مرکب خوانی)

با صدای استاد محمدرضا شجریان

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:45  توسط حمید  |