تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی


که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه برآرد اربعینی


خدا زان خرقه بیزار است صدبار

که صد بُت باشدش در آستینی


مروّت گرچه نامی بی نشان است

نیازی عرضه کن بر نازنینی


ثوابت باشد ای دارای خرمن

اگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی


نمی‌بینم نشاط عیش در کس

نه درمان دلی نه درد دینی


درون‌ها تیره شد باشد که از غیب

چراغی برکند خلوت‌نشینی


گر انگشت سلیمانی نباشد

چه خاصیت دهد نقش نگینی


اگر چه رسم خوبان تندخویی‌ست

چه باشد گر بسازد با غمینی


ره میخانه بنما تا بپرسم

مآل خویش را از پیش‌بینی


نه حافظ را حضور درس خلوت

نه دانشمند را علم الیقینی


آواز دشتی

با صدای استاد محمد رضا شجریان

کمانچه: استاد علی اصغر بهاری

از آلبوم: گلبانگ-2 (دولت عشق)

دانلود 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 5:51  توسط حمید  |