تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

در من این شور مستی خدایی‌ست

مستی‌ام از شراب شما نیست
 

از نگاهی چنین مست مستم

گر تو مستم بگیری روا نیست

 
راه، تاریکِ تاریک، میخانه بسته

من، تنهای تنها، غمگین شکسته


از نگاه تابانش گر چه دورم امشب

جام جانم از عشق او بود لبالب


دانم این شب غم بی سحر نماند


تا رسم به شور مستی

دیده بسته‌ام به راهش


تابد از نگاه گرمش

شور و مستی خدایی


تصنیف شور مستی

آهنگساز: زنده یاد روح الله خالقی

با صدای: کاوه دیلمی

تنظیم: گلنوش خالقی

شعر از: فریدون مشیری

از آلبوم: می ناب

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 5:55  توسط حمید  |