تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو


غلام چشم آن تُرکم که در خوابِ خوشِ مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایه‌بان ابرو


هلالی شد تنم زین غم که با طُغرای ابرویش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو


رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو


روان گوشه‌گیران را جبینش طرفه گلزاری‌ست

که بر طرف سمن‌زارش همی‌گردد چمان ابرو


دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این‌چنین چشم است و آن را آن‌چنان ابرو


تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلسِتان ابرو


اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو


کمان ابرو (آواز بیات ترک)

آهنگ از استاد حسین علیزاده

با صدای استاد محمدرضا شجریان

از کاست: دلشُدگان

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:59  توسط حمید  |