تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

 

آن دم که مرا می زده در خاک سپارید

زیر کفنم خمره‌ای از باده گذارید


تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه‌ی انگور بکارید


آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات


هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده‌ی صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی


جز ساغر و پیمانه و ساقی نشناسم

بر پایه‌ی پیمانه و شادی‌ست اساسم


گر همچو «همای» از عطش عشق بسوزم

از آتش دوزخ نهراسم، نهراسم


آن دم که مرا می زده در خاک سپارید

زیر کفنم خمره‌ای از باده گذارید


تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه‌ی انگور بکارید


ملاقات با دوزخیان

با صدای همای

دانلود

اعضای گروه:

خواننده و نوازنده کوزه و سرپرست: همای - دف و کوبه‌ای: اسفندیار شاهمیر - تار: رهام سبحانی سنتور: محمود نوذری -نی: پارسا احتشامی - رباب: حامد عرب ناجی - تمبک: ارژنگ فرامرزی - کمانچه: علیرضا مهدی‌زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:28  توسط حمید  |