تبليغاتX
قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

قلم را آن زبان نبوَد که سرّ عشق گوید باز

 

سوگواران تو امروز خموشند همه

که دهان‌های وقاحت به خروشند همه


گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست

زان که وحشت زده‌ی حشر وحوشند همه


آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی

روزها شحنه و شب، باده فروشند همه


باغ را این تب روحی به کجا برد که باز

قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
 

ای هر آن قطره، ز آفاق هر آن ابر ببار

بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه


گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز

مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه


به وفای تو که رندان بلاکش فردا

جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه


تصنیف سوگواران خموش

آهنگ از پژمان طاهری

با صدای علیرضا قربانی

شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:35  توسط حمید  |