تمنّا

یِِقین دَرُم اثر اِمشُو به هایهای مُو نیست
که یار مسته و گوشش به گریههای مُو نیست
خدا خدا چه ثمر ای مُوذنا کهامشُو
خدا، خدای شمایه، خدا، خدای مُو نیست
نِمود خونُمَه پامال و خونبَهامَه نداد
زدُم چو بر دَمَنش دست گفت پای مُو نیست
بریز خونُمَه با دست نازنین خودِت
چره که بهتر از ای، هیچی خونبهای مُو نیست
بهار اگر شُوَه صد بار بمیرُم از غمِ دوست
به جرم عشق و محبت، هنوز جزای مُو نیست
قطعهای با لهجهی مشهدی
دکلمه و سنتور: استاد پرویز مشکاتیان
شعر از ملکالشعرای بهار
از آلبوم تمنّا
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ ساعت 22:37 توسط حمید
|