ای عاشقان

ای عاشقان، ای عاشقان، پیمانهها پر خون کنید
وز خون دل چون لالهها، رخسارهها گلگون کنید
آمد یکی آتشسوار، بیرون جهید از این حصار
تا بردمد خورشید نو، شب را ز خود بیرون کنید
آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید
در کلبهی احزان چرا این نالهی محزون کنید؟
از چشم ما آیینهای در پیش آن مهرو نهید
آن فتنهی فتانه را بر خویشتن مفتون کنید
دیوانه چون طغیان کند، زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقهای در گردن مجنون کنید
دیدم به خواب نیمهشب، خورشید و مه را لب به لب
تعبیر این خواب عجب، ای صبحخیزان چون کنید؟
نوری برای دوستان، دودی به چشم دشمنان
من دل بر آتش مینهم، این هیمه را افزون کنید
زین تخت و تاج سرنگون تا کی رود سیلاب خون؟
این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید
چندین که از خم در سبو، خون دل ما میرود
ای شاهدان بزم کین، پیمانهها پر خون کنید
هوشنگ ابتهاج (هـ.ا.سایه)
تصنیف "ای عاشقان"
کاری از محمدرضا لطفی و گروه بانوان شیدا
با صدای محمد معتمدی
تنبک: احمد مستنبط