آواز کرک
«بَده بَدبَد... چه امّیدی؟ چه ایمانی؟...»
- «کَرَک جان! خوب میخوانی.
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد،
چو بوی بالهای سوختهت پرواز خواهم داد.
گرت دستی دهد با خویش، در دنجی فراهم باش.
بخوان آواز تلخت را، ولیکن دل به غم مسپار.
کَرَک جان! بندهی دم باش...»
- «بََده بَدبَد... رَهِ هر پیک و پیغام و خبر بستهست
نه تنها بال و پر، راه نظر بستهست.
قفس تنگست و در بستهست...»
- «کَرَک جان! راست گفتی خوب خواندی، ناز آوازت،
من این آواز تلخت را...»
- «بََده بَدبَد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.
دروغینست هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند...»
- «من این غمگین سرودت را...
همآواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.
به شهر آواز خواهم داد...»
- «بَده بَدبَد... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟...»
- «کَرَک جان! خوب میخوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن،
زدن پیمانهای -دور از گرانان- هر شبی کنج شبستانی.»
"آواز کرک"
شعر از مهدی اخوان ثالث
با صدای علیرضا قربانی