ربّنا

برای افطار امسال که صدا و سیما نمیخواهد رَبّنا را پخش کند...

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿آل عمران-۸﴾

[مى‏گويند] پروردگارا پس از آنکه ما را هدايت کردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشايشگرى.


إِنَّهُ کَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿مؤمنون-۱۰۹﴾

در حقيقت دسته‏اى از بندگان من بودند که مى‏گفتند پروردگارا ايمان آورديم بر ما ببخشاى و به ما رحم کن [که] تو بهترين مهربانى.


إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿کهف-۱۰)

آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگارا از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان.


وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ ﴿بقره-۲۵۰﴾

و هنگامى که با جالوت و سپاهيانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر [دلهاى] ما شکيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پيروز فرماى.


مناجات ربّنا

از آلبوم «به یاد پدرـ۲»

با صدای استاد شجریان

دانلود


این دهان بستی دهانی باز شد

تا خورنده‌ی لقمه‌های راز شد


لب فروبند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب


گر تو این انبان ز نان خالی کنی

پر ز گوهرهای اجلالی کنی


طفل جان از شیر شیطان باز کن

بعد از آنش با مَلَک انباز کن


چند خوردی چرب و شیرین از طعام

امتحان کن چند روزی در صیام


چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر

یک شبی بیدار شو دولت بگیر


مثنوی افشاری

شعر از مولانا (مثنوی معنوی)

با صدای استاد شجریان

دانلود

تمنّا

 

 

یِِقین دَرُم اثر اِمشُو به های‌های مُو نیست

که یار مسته و گوشش به گریه‌های مُو نیست


خدا خدا چه ثمر ای مُوذنا که‌امشُو

خدا، خدای شمایه، خدا، خدای مُو نیست


نِمود خونُمَه پامال و خون‌بَهامَه نداد

زدُم چو بر دَمَنش دست گفت پای مُو نیست


بریز خونُمَه با دست نازنین خودِت

چره که بهتر از ای، هیچی خون‌بهای مُو نیست


بهار اگر شُوَه صد بار بمیرُم از غمِ دوست

به جرم عشق و محبت، هنوز جزای مُو نیست


قطعهای با لهجهی مشهدی

دکلمه و سنتور: استاد پرویز مشکاتیان

شعر از ملکالشعرای بهار

از آلبوم تمنّا

دانلود

شاه شمشاد قدان

 

 

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان


مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان


تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

بنده‌ی من شو و برخور ز همه سیم‌تنان


کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز

تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان


بر جهان تکیه مکن ور قدحی می‌داری

شادی زهره‌جبینان خور و نازک‌بدنان


پیر پیمانه‌کش من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان


دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان


با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدان که‌اند این همه خونین‌کفنان


گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین‌دهنان


چهار مضراب و تصنیف «شاه شمشاد قدان»

با صدای سالار عقیلی

از آلبوم «عشق ماند»

دانلود

حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز...

 

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

ور آشتی طلبم با سر عتاب رود


چو ماه نو ره بیچارگان نظاره

زند به گوشه‌ی ابرو و در نقاب رود


شب شراب خرابم کند به بیداری

وگر به روز شکایت کنم به خواب رود


طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

بیفتد آن که در این راه با شتاب رود


گدایی در جانان به سلطنت مفروش

کسی ز سایه‌ی این در به آفتاب رود


سواد نامه‌ی موی سیاه چون طی شد

بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود


حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر

کلاه داری‌اش اندر سر شراب رود


حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

 

«رندان مست» می‌رسند...

 

«رندان مست» اولین اثر استاد محمدرضا شجریان به همراهی گروه شهناز است که به زودی به بازار عرضه خواهد شد.
این اثر در مایه‌ی همایون بوده و اشعار منتخب آن از مولانا، حافظ، سعدی و ملک الشعرای بهار می‌باشد.

روابط عمومی‌ شرکت دل‌آواز

۱۹ مرداد ۱۳۸۸

خلوت گُزیده

 

 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته‌ی خویش آمد و هنگام درو


گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو


گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو


تکیه بر اختر شب‌دزد مکن کاین عیار

تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو


گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

دور خوبی گذران است نصیحت بشنو


چشم بد دور ز خال تو که در عرصه‌ی حُسن

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو


آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق

خرمن مه به جوی خوشه‌ی پروین به دو جو


آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه‌ی پشمینه بینداز و برو


تصنیف «مزرع سبز فلک» و چهار مضراب

سنتور: استاد فرامرز پایور

تنبک: محمد اسماعیلی

دانلود

*****************************************

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است


جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است


ای پادشاه حُسن خدا را بسوختیم

آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است


ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در حضرت کریم تمنّا چه حاجت است


محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است


جام جهان‌نماست ضمیرِ مُنیر دوست

اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است


آن شد که بار منت ملاح بُردمی

گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است


ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است


ای عاشق گدا چو لب روح‌بخش یار

می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است


حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود

با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است


ساز و آواز شور

سنتور: استاد فرامرز پایور

نی: محمد موسوی

دانلود

*****************************************

ای آمان از فراقت آمان

مُردم از اشتیاقت آمان

از كه گیرم سراغت آمان

آمان، آمان، آمان آی آمان

آمان، آمان، آمان آی آمان


چشم لیلی چو بر مجنون شد

دل ز دیدار او پُر خون شد

خون شد از راهِ دل بیرون شد

آمان، آمان، آمان آی آمان

آمان، آمان، آمان آی آمان


عارف و عامی از می مستند

عهد و پیمان به ساغر بستند

پای خُم توبه را بشكستند

آمان، آمان، آمان آی آمان

آمان، آمان، آمان آی آمان


تصنیف «ای آمان»

کلام و آهنگ از عارف قزوینی

دانلود

آلبوم «خلوت گزیده»

با صدای استاد محمدرضا شجریان

آوای ماه

به مناسبت پنجاهمین سالروز غروب قمر آسمان موسیقی ایران

شاید بتوان قمرالملوک وزیری را بزرگ‌ترین خواننده‌ی زن ایرانی نامید؛ ولی بی شک او تنها، خواننده نبود. قمر، انسانی بزرگ بود، انسانی با روحی عظیم و سرشار از محبت به نوع بشر.
با آن که همواره وجهه‌ی هنری قمر مورد توجه خاص و عام بوده، ولی آنچه با ارزش‌تر و برجسته‌تر از هنر اوست، منش بزرگوارانه و توأم با مهر و محبتی است که او برای خود برگزیده بود.

***
قمرالملوک وزیری (که نام خانوادگی‌اش را از کلنل وزیری برگزید) در سال 1284 هـ.ش در تاکستان قزوین و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پیش از تولد پدر، و هشت ماه پس از تولد، مادرش را از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی مادربزرگ خود که –نوحه‌خوان محافل زنانه مذهبی بود- قرار گرفت.
قمر که همراه با مادربزرگ به این محافل می‌رفت، نخستین فوت و فن آوازخوانی را از او آموخت و به گفته‌ی خودش هم‌آوازی‌های گاه به گاه او با مادربزرگ پیشاپیش اعتماد به نفس او را تقویت کرد و جرات صحنه‌ای به او بخشید.
با مرگ مادربزرگ زندگی قمر نوجوان سمت و سوی دیگری به خود گرفت. قمر، مقیم خانه خاله‌ی خود شد. داماد خاله‌ی او با بزرگان موسیقی زمان حشر و نشر داشت. حضور در گردهمایی‌های این بزرگان، گوش و هوش او را به جذبه‌ی موسیقی سپرد. در یکی از همین محافل بود که سرنوشت او رقم خورد. قمر به درخواست حاضران آوازی خواند که توجه مرتضی‌خان نی‌داوود، آهنگساز و نوازنده‌ی برجسته تار، را که در آن مجلس حضور داشته به خود جلب کرد.
مرتضی‌خان نی‌داوود درباره‌ی نخستین برخود خود با قمر چنین می‌گوید: "...اولین بار که قمر را دیدم سنش خیلی کم بود. در حدود هفده یا هجده سال داشت. این دیدار در محفلی پیش آمد که من هم به آن دعوت شده بودم. یکی از حاضران ساز می‌زد ولی من هیچ از طرز نواختنش خوشم نیامد. اما همین که قمر شروع به خواندن کرد به واقعیت عجیبی پی بردم. صدای این خانم جوان به قدری نیرومند و رسا بود که نمی شد باور کرد..."

ادامه نوشته

آنجا که دروغ، اولین حقیقت است...

این مطلب را بخوانید و ببینید که وقاحت را به کجا رسانده‌اند!

چطور می‌توان ساتیار امامی را شناخت -هرچند دورادور- و به خود قبولاند که او عزت و شرف و تجربه‌ی سال‌ها عکاسی خود را به 1000 یورو فروخته است؟
چطور می‌توان باور کرد که او جاسوس بیگانه‌هاست؟
چگونه می‌توان پذیرفت که این اعترافات واقعی است؟
ساتیار امامی جاسوس نیست، همان طور که مجید سعیدی نیست.
مگر تنها کسانی که در روزهای پر آشوب و بلوای خرداد 88 عکس تهیه کرد و در اختیار رسانه‌های مختلف دنیا قرار داد ساتیار امامی و مجید سعیدی بوده‌اند؟ مگر تنها مرجع رادیوها، تلویزیون‌ها و سایر رسانه‌های دنیا عکس‌های ارسالی این افراد بوده؟
در عصر ارتباطات و در حالی که هر انسانی که یک گوشی تلفن معمولی همراه داشته باشد می‌تواند از هر واقعه و حادثه‌ای عکسی تهیه کند و با سرعت میلیون‌ها کیلوبایت بر ثانیه آن را در فضای مجازی اینترنت پخش کند، چسباندن چنین برچسبی به این عکاسان با سابقه، امری است مضحک، حتی مضحک‌تر از نمایش تلویزیونی اعترافات.
به نظر می‌رسد این مطلب چیزی نیست به جز یک تسویه حساب شخصی با مدیریت روزنامه جام جم. چرا که بیشتر مدیران و معاونان این مجموعه افرادی سفارش شده با گرایش سیاسی مشخص و ذهنیتی کاملاً اصول‌گرایانه هستند که در بسیاری از موارد، حتی از محل بودجه‌ی روزنامه اقدام به تبلیغات برای راه یافتن خود به مجلس شورای اسلامی و یا پشتیبانی از کاندیدای خاصی از کاندیداهای ریاست جمهوری نموده‌اند.
امیدوارم تمام کسانی که با این دروغ‌پردازی‌ها و رفتارهای غیر اخلاقی در پی رسیدن به امیال پلید خود هستند، به زودی و در برابر چشمان مردم همین دوران به سزای اعمالشان برسند.

باد خزان

 

باد خزان وزان شد

چهره‌ی گل نهان شد


طلایه‌ی لشکر خزان

از دو طرف عیان شد


چو ابر بهمن ز چشم من

چشمه‌ی خون روان شد


ناله‌ها مرغ سحر در غم آشیان زد

آشیان سوخته بود مشعله در جهان زد


ز دست استاد داد

که بسته رخ شاهد مه‌لقا را


فغان و فریاد ز جور صیاد

که داده فتوای فنای ما را


سوی بی‌دلان نظر نداری

وز اسیر خود خبر نداری


وه چه کنم از غم بی‌قراری

خسته شد دگر دیده ز بیداری


بیا مه من

رویم از این ورطه‌ی جان‌سپاری


تصنیف باد خزان (افشاری)

شعر: ملک الشعرا بهار

آهنگ: درویش خان

با صدای استاد شجریان

از کاست خزان

دانلود

تمنای وصال

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

                          جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه


رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رُخت، راکع و ساجد

در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

                          یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه


روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

                          او خانه همی جوید و من صاحبِ خانه


هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی، تو

هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی، تو

در میکده و دیر که جانانه تویی، تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی، تو

                          مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه


بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

                          دیوانه منم، من که روم خانه به خانه


عاقل، به قوانین خرد، راه تو پوید

دیوانه، برون از همه، آیین تو جوید

تا غنچه‌ی بشکفته‌ی این باغ که بوید

هر کس به زبانی، صفت حمد تو گوید

                          بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه


بیچاره بهائی که دلش زار غم توست

هر چند که عاصی است، زخیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست

تقصیر خیالی به امید کرم توست

                          یعنی که گنه را به از این نیست بهانه


تصنیف «تمنّای وصال»

با صدای شهرام ناظری - دانلود

با صدای عبدالحسین مختاباد - دانلود

شب دهم

 

مرز در عقل و جنون باریک است

کفر و ایمان چه به هم نزدیک است


عشق هم در دل ما سردرگم

مثل ویرانی و بهت مردم


گیسویت تعزیتی از رویا

شب طولانی خون تا فردا


خون چرا در رگ من زنجیر است

زخم من تشنه‌تر از شمشیر است


مستم از جام تهی حیرانی

باده نوشیده شده پنهانی


عشق تو پشت جنون محو شده

هوشیاری‌ست مگو سهو شده


من و رسوایی و این بار گناه

تو و تنهایی و آن چشم سیاه


از من تازه مسلمان بگذر

بگذر از سر پیمان بگذر


دِین دیوانه به دین عشق تو شد

جاده‌ی شک به یقین عشق تو شد


مستم از جام تهی حیرانی

باده نوشیده شده پنهانی


تصنیف باده‌ی پنهانی (موسیقی سریال شبِ دهم)

شعر از افشین یداللهی

با صدای علیرضا قربانی

دانلود

ای عاشقان

 

 

ای عاشقان، ای عاشقان، پیمانه‌ها پُر خون کنید

وز خون دل چون لاله‌ها، رخساره‌ها گلگون کنید


آمد یکی آتش‌سوار، بیرون جهید از این حصار

تا بردمد خورشید نو، شب را ز خود بیرون کنید


چندین که از خُم در سبو خون دل ما می‌رود

ای  شاهدان بزم کین پیمانه‌ها پُر خون کنید


دیدم به خواب نیمه شب، خورشید و مه را  لب به لب

تعبیر این خواب عجب، ای صبح‌خیزان چون کنید؟


دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه‌ای در گردن مجنون کنید


تصنیف ای عاشقان

کاری از استاد کیهان کلهر

از آلبوم: شب، سکوت، کویر

با صدای: استاد محمدرضا شجریان

شعر از: هوشنگ ابتهاج

دانلود

تو ای پری کجایی...

 

استاد حسین قوامی

 

شبی که آواز نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


من همه جا پی تو گشته‌ام

از مه و مهر نشان گرفته‌ام

بوی تو را ز گل شنیده‌ام

دامن گل از آن گرفته‌ام


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


دل من سرگشته‌ی توست

نفسم آغشته‌ی توست

به باغ رویاها چو گلت بویم

در آب و آیینه چو مهت جویم

تو ای پری کجایی


در این شب یلدا ز پی‌ات پویم

به خواب و بیداری سخنت گویم

تو ای پری کجایی


مه و ستاره درد من می‌دانند

که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل وا شو


تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی


تصنیف: "تو ای پری کجایی"

خواننده: زنده‌یاد استاد حسین قوامی

آهنگساز: امیر همایون خرّم

شعر از: هوشنگ ابتهاج

دانلود