دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


چشای همیشه گریون آخه شستن نداره

تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


می‌خوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم

طعم بی تو بودنُ از لب سردت بچشم


نطفه‌ی باز دیدنت رو توی سینم بکُشم

مثل سایه، پا به پام من تو رو همرام نکشم


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


بذا من تنها باشم می‌خوام که تنها بمیرم

برم اون گوشه‌ی تنهایی و غربت بگیرم


من یه عمری‌ست که اسیرم زیر زنجیر غمت

دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت


دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره


قوزک پا

آهنگ از مسعود امینی

با صدای فریدون فروغی

دانلود