آنجا که دروغ، اولین حقیقت است...
این مطلب را بخوانید و ببینید که وقاحت را به کجا رساندهاند!
چطور میتوان ساتیار امامی را شناخت -هرچند دورادور- و به خود قبولاند که او عزت و شرف و تجربهی سالها عکاسی خود را به 1000 یورو فروخته است؟
چطور میتوان باور کرد که او جاسوس بیگانههاست؟
چگونه میتوان پذیرفت که این اعترافات واقعی است؟
ساتیار امامی جاسوس نیست، همان طور که مجید سعیدی نیست.
مگر تنها کسانی که در روزهای پر آشوب و بلوای خرداد 88 عکس تهیه کرد و در اختیار رسانههای مختلف دنیا قرار داد ساتیار امامی و مجید سعیدی بودهاند؟ مگر تنها مرجع رادیوها، تلویزیونها و سایر رسانههای دنیا عکسهای ارسالی این افراد بوده؟
در عصر ارتباطات و در حالی که هر انسانی که یک گوشی تلفن معمولی همراه داشته باشد میتواند از هر واقعه و حادثهای عکسی تهیه کند و با سرعت میلیونها کیلوبایت بر ثانیه آن را در فضای مجازی اینترنت پخش کند، چسباندن چنین برچسبی به این عکاسان با سابقه، امری است مضحک، حتی مضحکتر از نمایش تلویزیونی اعترافات.
به نظر میرسد این مطلب چیزی نیست به جز یک تسویه حساب شخصی با مدیریت روزنامه جام جم. چرا که بیشتر مدیران و معاونان این مجموعه افرادی سفارش شده با گرایش سیاسی مشخص و ذهنیتی کاملاً اصولگرایانه هستند که در بسیاری از موارد، حتی از محل بودجهی روزنامه اقدام به تبلیغات برای راه یافتن خود به مجلس شورای اسلامی و یا پشتیبانی از کاندیدای خاصی از کاندیداهای ریاست جمهوری نمودهاند.
امیدوارم تمام کسانی که با این دروغپردازیها و رفتارهای غیر اخلاقی در پی رسیدن به امیال پلید خود هستند، به زودی و در برابر چشمان مردم همین دوران به سزای اعمالشان برسند.