کوچ...
برای طاهره
و
همهی آنهایی که رفتن را ترجیح میدهند...
فصلِ سردِ رفتن است
روزهایِ تلخِ کوچ
بغضهای گمشده
خندههای سرد و پوچ
باز هم مسافری
رهسپار راه دور
با بلیت یکسره
آه! آخرین حضور
لحظهی وداع باز
میزند دلم نهیب
"آخرین مسافر است
سوی مقصدی غریب؟"
راه، پاسخش دهد
آخرین نبود و نیست
تا که غربت است و من
هر دلی مسافریست
راه و رسم عاشقی
رفتن است و هجر و کوچ
انتها ندارد این
روزهایِ تلخِ کوچ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۱۱/۰۲ ساعت 19:9 توسط حمید
|