بر قدسیان آسمان من هر شبی یا هو زنم

گر صوفی از "لا" دم زند من دم ز "الّا هو" زنم


باز هوایی نیستم تا تیهوی جان‌ها برم

عنقای قاف قربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟


من کوکویی دیوانه‌ام صد شهر ویران کرده‌ام

بر قصر قیصر قی کنم، بر تاج خاقان قو زنم


قاضی چه باشد پیش من؟ مفتی چه داند کیش من؟

چون پشت پای نیستی بر حکم و بر یرغو زنم


خاقان اردودار اگر از جان نگردد ایل من

صاحبقران عالمم بر ایل و بر اردو زنم


ای کاروان! ای کاروان! من دزد شب‌رو نیستم

من پهلوان کشورم من تیغ رویارو زنم


ای باغبان! ای باغبان! در بسته‌ای بر من چرا؟

بگشا دری این باغ را تا سیب و شفتالو زنم


ای نفس هندووَش برو ترکی مکن با من که من

سلطان صاحب قوتم بر ترک و بر هندو زنم


گر آسیای معرفت بی‌بار ماند ساعتی

من بر فراز نُه فلک از بهر او توتو زنم


نفس است کدبانوی من، من کدخدای و شوی او

کدبانو گر بد می‌کند بر روی کدبانو زنم


تا دوست دارندم خسان از بهر آرایش کنون

همچون زنان فاحشه کی شانه بر گیسو زنم؟


خیز ای نعیمی پیش من بنشین به زانوی ادب

من پادشاه کشورم کی پیش تو زانو زنم؟


"قدسیان آسمان"

با صدای علیرضا عصار و محمد اصفهانی

از آلبوم "کوچ عاشقانه"

شعر از فضل‌اله حروفی استر آبادی (متخلص به نعیمی)

دانلود (لینک غیرمستقیم)