برای یک دوست

 

برای عاشق شدن

چشم به راه باران نباش؛

شکفتن عشق را

                      قطره‌ای

                               -از نگاهی-

                                           کافی‌ست...

***

تابستان ۸۹

 

از "متاستاز" متنفرم...

می‌ترسم این واژه‌ی لعنتی زندگیمو نابود کنه

دعا نیاز دارم...

پر نقش‌تر از فرش دلم بافته‌ای نیست...

 

گفتم بدوم تا تو همه فاصله‌ها را

تا زودتر از واقعه گویم گله‌ها را


چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

در من اثر سخت‌ترین زلزله‌ها را


پر نقش‌تر از فرش دلم بافته‌ای نیست

از بس که گره زد به گره حوصله‌ها را


ما تلخی نه گفتن‌مان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس بله‌ها را


بگذار ببینم بر این جغد نشسته

یک بار دگر پر زدن چلچله‌ها را


یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش

بگذار که دل حل بکند مساله‌ها را


تیتراژ پایانی سریال "وضعیت سفید"

شعر از: محمد علی بهمنی

با صدای علیرضا قربانی

دانلود 

سوت زدن در تاریکی

 

اما همه‌ی راه‌ها

که با پا پیموده نمی‌شوند

دستت را به من بده


بیا باز فریب بخوریم

تو فریب حرف‌های مرا و

من فریب نگاه تو را


مگر زندگی چه می‌خواهد به ما بدهد

که تو از من چشم برداری و

من نگویم

که دوستت دارم


نمی‌خواستم این عشق را فاش کنم

نمی‌خواستم


ناگاه به خود آمدم دیدم

همه‌ی کلمات

راز مرا می‌دانند


این است که هر چه می‌نویسم

عاشقانه‌ای برای تو می‌شود


ما دو شاخه‌ی یک درختیم

کاش

باد از دو سو می‌وزید

 

...

یکم مهر...

 

(عکس از احمد مطلایی)

پادشاه فصل‌ها...

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش.

باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،

با سکوت پاک غم‌ناکش.


ساز او باران، سرودش باد

جامه‌اش شولای عریانی‌ست

ور جز اینش جامه‌ای باید،

بافته بس شعله‌ی زر تار پودش باد.


گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی‌خواهد،

باغبان و رهگذاری نیست.

باغ نومیدان،

چشم در راه بهاری نیست.


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،

ور به رویش برگ لبخندی نمی‌روید؛

باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟

داستان ازمیوه‌های سر به گردون‌سای اینک خفته درتابوت پست خاک می‌گوید.


باغ بی‌برگی

خنده‌اش خونی است اشک آمیز.

جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن

پادشاه فصل‌ها، پاییز


"باغ من"

مهدی اخوان ثالث

از دفتر "زمستان"

بعضی وقتا یه جمله برای در آوردن اشک آدم کافیه...

 

مانده‌ی بابا


تقدیم به اجّر؛ به مناسبت تولد سی و چند سالگی‌اش...

***

زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد ای برادر از من و اعلا از آن تو


این تاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود

پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو


یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من

مهمیز کله تیز مطلا از آن تو


آن دیگ لب شکسته‌ی صابون‌پزی ز من

آن چمچه‌ی هریسه و حلوا از آن تو


این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من

غوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو


این استر چموش لگدزن از آن من

آن گربه مصاحب بابا از آن تو


از صحن خانه تا به لب بام از آن من

از بام خانه تا به ثریا از آن تو


وحشی بافقی

 

حسين عليزاده

 

 

من اگر پرنده بودم...

 

 

چو فرشتگان و مرغان، من اگر پرنده بودم

به فراز آسمان‌ها پر و بال می‌گشودم


ز شفق که بحر عشق است و ز مه که خرمن مهر

دو سه جرعه می‌گرفتم، دو سه خوشه می‌ربودم


به شتاب می‌گذشتم ز کنار بزم پروین

به بساط عیش زهره دو سه لحظه می‌غنودم


به خدای عشق کم‌کم به زبان بی‌زبانی

غم عشق می‌رساندم، دل خویش می‌نمودم


ز تو ای بلای جانم، ز تو ای طبیب دردم

بلی! از تو، از جفای تو، ترانه می‌سرودم


ز برش نمی‌گذشتم مگر آن زمان که گوید

برو ای امید! از قلب مَهت جفا زدودم


پر و بال می‌گشودم به فراز آسمان‌ها

چو فرشتگان و مرغان من اگر پرنده بودم


تصنیف "من اگر پرنده بودم..."

شعر از: مهدی اخوان ثالث

اثر استاد حسین علیزاده

با صدای: رها

دانلود (لینک غیرمستقیم)

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند...

 

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند


اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند


به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند


نامه تعزیت دختر رز بنویسید

تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند


گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب

تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند


در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند


حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند


پیش درآمد و قطعه ضربی

کاری از محمدرضا لطفی و گروه بانوان شیدا

با صدای محمد معتمدی

تنبک: احمد مستنبط

دانلود 

آب، نان، آواز

(برای بنفشه خانوم)

کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی

در قناری‌ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی

کز چه در آن تنگناشان باز شادی‌های شیرین است.

کمترین تصویری از یک زندگانی:

                                            آب،

                                                نان،

                                                     آواز،

ور فزون‌تر خواهی از آن،

                           گاهگه،

                                   پرواز

ور فزون‌تر خواهی از آن شادی آغاز

(ور فزون‌تر، باز هم خواهی... بگویم باز؟)


آن‌چنان بر ما به نان و آب،

                            اینجا تنگ‌سالی شد

که کسی در فکر آوازی نخواهد بود

وقتی آوازی نباشد،

                  شوق پروازی نخواهد بود.


آب، نان، آواز

شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

با صدای همایون شجریان

دانلود (لینک غیرمستقیم)

عنوان ندارد...


برکت از سفره‌ی دلم رفته‌ست

عاشقی پاک از سرم رفته‌ست


مانده‌ام در قفس، اسیر هوس

شوق پرواز از سرم رفته‌ست


بیستون ماند و تیشه‌ی فرهاد

کندن کوه از سرم رفته‌ست


همچو منصور "حق منم"گویان

هوس دار از سرم رفته‌ست


آه! آمد سپیده‌ی سحری

مستی دوش از سرم رفته‌ست


باز پر کن پیاله را ساقی

تلخی باده از سرم رفته‌ست


کاش می‌شد دوباره برگردد

آن جنونی که از سرم رفته‌ست


ساز و آواز مخالف سه گاه

 

بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم

که شادی در همه عالم ازین خوشتر نمی‌دانم


گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم

ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمی‌دانم


ز بس کاندر ره عشق تو از پای آمدم تا سر

چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمی‌دانم


به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو

کنون عاجز فرو ماندم رهی دیگر نمی‌دانم


به هشیاری می از ساغر جدا کردن توانستم

کنون از غایت مستی می از ساغر نمی‌دانم


به مسجد بتگر از بت باز می‌دانستم و اکنون

درین خمخانه‌ی رندان بت از بتگر نمی‌دانم


چو شد محرم ز یک دریا همه نامی که دانستم

درین دریای بی نامی دو نام‌آور نمی‌دانم


یکی را چون نمی‌دانم سه چون دانم که از مستی

یکی راه و یکی رهرو یکی رهبر نمی‌دانم


کسی کاندر نمکسار اوفتد گم گردد اندر وی

من این دریای پر شور از نمک کمتر نمی‌دانم


دل عطار انگشتی سیه رو بود و این ساعت

ز برق عشق آن دلبر بجز اخگر نمی‌دانم


ساز و آواز (مخالف سه گاه)

نوازندگان:

سنتور: جواد بطحایی - بربط: محمد فیروزی - نی: جمشید عندلیبی

تنبک: همایون شجریان - کمانچه: سعید فرجپوری - تار: داریوش پیرنیاکان

با صدای استاد محمدرضا شجریان

از آلبوم رسوای دل

دانلود (لینک غیرمستقیم)

 

 

...

 

دل گریه می‌خواهد:

                از ابتدای عشق؛

                             پایان تنهایی...

 

یاد تو...

 

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت


یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت


ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت


مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت


عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت


گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت


هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت


ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت


همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت


تصنیف "یاد تو..."

آهنگ از محمد سریر

با صدای جمال‌الدین منبری

از آلبوم قرار

دانلود (لینک غیرمستقیم)

خداحافظ...

قابل توجه جناب باباطاهر


مو می‌دونُم دلُم دیوونه‌ی کیست

اسیر نرگس مستونه‌ی کیست

مو می‌دونُم دل سرگشته‌ی مو

کجا می‌گردد و در خونه‌ی کیست

ولی چه فایده؟! هااا؟!

پ.ن: این باباطاهر هم شاد بوده به خدا!

نامفهوم!

 

عاشق شده‌‌‌ام،

                   پرنده هم می‌‌‌داند

از عمق دلم

                   ترانه‌‌‌ای می‌‌‌خواند

شاید،

دلش از تلخی این قصه گرفت

چون رفت،

                   ولی...

                                      صدای او می‌‌‌ماند...

 

تقدیم به همه‌ی پدرها (و مردها)ی رنج‌دیده و زحمت‌کش...

Everyday my papa would work

To help to make ends meet

To see that we would eat

Keep those shoes upon my feet

Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Kiss me on my head

After all the prayers were said


Growing up with him was easy

Time just flew on by

The years began to fly

He aged and so did I


I could tell

That mama wasn't well

Papa knew and deep down so did she

So did she

When she died

My papa broke down and cried

All he said was, God, why not take me


Every night he sat there sleeping

In his rocking chair

He never went upstairs

All because she wasn't there


Then one day my papa said

Son, I'm proud the way you've grown

Make it on your own. Oh, I'll be O.K. alone


Every time I kiss my children

Papa's words ring true

Your children live through you

They'll grow and leave you, too

I remember every word

My papa used to say

I live them everyday

He taught me well that way


Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Kiss me on my head

When my prayers were said

Every night my papa would take

And tuck me in my bed

Tuck me in my bed

After my prayers were said

*******************************

PAPA

By: Paul Anka

DOWNLOAD

...

 

 

اشعاری از زنده‌یاد عمران صلاحی

 

عیادت

مرگ از پنجره‌ی بسته به من می‌نگرد

زندگی از دم در

قصد رفتن دارد


روحم از سقف گذر خواهد کرد

در شبی تیره و سرد

تخت، حس خواهد کرد

که سبک‌تر شده است


در تنم خرچنگی‌ست

که مرا می‌کاود

خوب می‌دانم من

که تهی خواهم شد

و فرو خواهم ریخت


توده‌ی زشت و کریهی شده‌ام

بچه‌هایم از من می‌ترسند

آشنایانم نیز

به ملاقات پرستار جوان می‌آیند!

***

نام تو

دفتر من، در وسط

باد، ورق می‌زند

برگی از آن می‌کند

نام تو در باغ‌ها

ورد زبان می‌شود...

***

 فریاد

فریاد نمی‌زنم

نزدیک‌تر می‌آیم

تا صدایم را بشنوی!

***

گردباد و گرداب

اگر پرنده شوم، گردباد خواهی شد

اگر سفینه شوم، گرداب.

من از تو هیچ نمی‌ترسم

بگرد تا که بگردیم!


ناگاه یک نگاه (نشر دارینوش)

نازار دلی...

(برای خالی نبودن عریضه) 

نازار دلی را که تو جانش باشی

معشوقه‌ی پیدا و نهانش باشی

زان می‌ترسم که از دل‌آزردن تو

دل خون شود و تو در میانش باشی


دانی که به دیدار تو چونم تشنه؟

هر لحظه که بینمت فزونم تشنه

من تشنه‌ی آن دو چشم مخمور توام

عالم همه زین سبب به خونم تشنه


با صدای استاد شجریان

دانلود

روز هشتم، روز مهربانی؛ روز مادر...

 

 

فیلم "روز هشتم" رو برای سومین بار دیدم؛

شاهکاره...

و این هم آهنگ "مادر" اثر "لوییس ماریانو" که تو این فیلم اجرا شده،

به مناسبت روز مادر...


Maman, Maman jolie

Maman tu es la plus belle du monde

Aucune autre à la ronde n'est plus jolie

Tu as pour moi, avoue que c'est étrange

Le visage d'un ange du paradis

Dans tous mes voyages

J'ai vu des paysages

Mais rien ne vaut l'image

De tes beaux cheveux blancs

Tu es, Maman, la plus belle du monde

Et ma joie est profonde

Lorsqu'à mon bras

Maman, tu mets ton bras

Maman tu es la plus belle du monde

Car tant d'amour inonde tes jolis yeux

Pour toi, c'est vrai, je suis malgré mon âge

Le petit enfant sage des jours heureux

J'avais fait des rêves

Où l'on m'aimait sans trève

Mais les rêves s'achèvent

Et toi seule m'est restée

Maman tu est la plus belle du monde

Et lorsque tout s'effondre autour de moi

!Maman, toi tu es là

***

Mother of mine

The sweetest in creation

In every land or nation

No other gives such love

For me you shine

So sweet and so humble

With the face of an angel

From heaven above

As I travel lands far away

Seeing new places every day

Nothing will ever outweigh

The sight of you I love

Mother of mine

The sweetest in creation

My heart knows true elation

When you arm

Mother, dear, rests on my arm

Mother of mine

The sweetest in creation

For love's illumination

Fills your sweet gaze

For you it's true

After all these years of joy

I'm still the good little boy

Of the happy younger days

Download 

25 اردیبهشت - روز بزرگداشت فردوسی

 

24 اردیبهشت - زادروز پرویز مشکاتیان

 

ای دوست وقت خفتن و خاموشی‌ات نبود

وز این دیار دور فراموشی‌ات نبود


تو روشنا سرود وطن بودی و چو آب

با خاک تیره‌روز هم‌آغوشی‌ات نبود


میخانه‌ها ز نعره‌ی تو مست می‌شدند

رندی حریف مستی و می نوشی‌ات نبود


دود چراغ موشی دزدان تورا چنین

مدهوش کرد و موسم خاموشی‌ات نبود


سهراب اضطراب وطن بودی و کسی

زینان به فکر داروی بی‌هوشی‌ات نبود


در پرده ماند نغمه‌ی آزادی وطن

کاندیشه جز به رفتن و چاووشی‌ات نبود


در چنگ تو سرود رهایی نهفته ماند

زین نغمه هیچ گاه فراموشی‌ات نبود


ای سوگوار صبح نشابور سرمه‌گون

عصری چنین سزای سیه پوشی‌ات نبود


محمدرضا شفیعی کدکنی

21 سپتامبر 2009، پرینستون

 

پ.ن: تمنّا را با صدای زندهیاد مشکاتیان اینجا بشنوید.

 

مدامم مست...

مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت


پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت


سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت


تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی

صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت


و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت


من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت


زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی

نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت


تصنیف "مدامم مست..."

با صدای سالار عقیلی

آهنگ از سیامک آقایی

دانلود

...